پيام آورى پيامبران و كتب و وعدهها را به سوى ديگرى روان ساخت .
از شگفت انگيزترين امور آن است كه جبرگرايان نمىتوانند دريابند كه خود فاعل افعال خويشند با آنكه كودكان ، ديوانگان و حيوانات اين امر را درك مىكنند . به رغم اين ناتوانى ، آنها پيامبران را تصديق مىكنند و به خدا فساد ، گمراهى ، پوشانيدن حق و تصديق دروغگويان و آشكار ساختن معجزه بر دست دروغزنان را نسبت مىدهند . با چنين باورى ، هيچ يك از اعتقادات معلوم يا حتى مظنون نخواهند بود و جزم به شريعتها و ثواب و عقاب از ميان برمىخيزد و اين كفر محض است .
خوارزمى گفته است : قاضى القضات از ابو على جبائى نقل كرده كه « جبرگرا كافر است و هر كه در كفر او ترديد كند كافر است و هر كس در كفر ، كسى كه در كفر جبرى مذهب شك كرده است ، ترديد كند ، او نيز كافر است ! » چگونه چنين نباشد كه انديشههاى ايشان به تفصيل گذشت . آنان روا داشتند كه خداوند پيامبران و صالحان را جاودانه در ژرفاى دوزخ بسوزاند و كافران و منافقان و سپاه شيطان را بىزمان در بهشت مكرّم دارد .
آنها در سرزنش غير خدا ميدان گستردهاى دارند زيرا خداوند خود از قول كافران در آخرت اين گونه پوزش نمىخواهد كه تو كفر و عصيان را در ما آفريدى بلكه آنها به گناهكارى خود اعتراف مىكنند و مىگويند : « و از درون آتش فرياد مىزنند : اى پروردگار ما ، ما را بيرون آر تا كارهاى شايسته كنيم غير از آنچه مىكرديم . » « 1 » ، « اى پروردگار ما ، ما را از اين آتش بيرون آور . اگر ديگر بار چنان كرديم ، از ستمكاران باشيم . » « 2 » ، « چون يكىشان را مرگ فرا رسد ، گويد : اى پروردگار من ، مرا باز گردان شايد كارهاى شايستهاى را كه ترك كرده بودم به جاى آورم . » « 3 » ، « تا كسى نگويد : اى حسرتا بر من كه در كار خدا كوتاهى
هامش
( 1 ) . فاطر : 37 .
( 2 ) . مؤمنون : 107 .
( 3 ) . مؤمنون : 99 - 100 .