امير المؤمنين به خلافت رسيد قتل عثمان را به گردن ايشان افكند و خون عثمان را طلبيد از آن رو كه با على عليه السّلام دشمن بود . جمع بسيارى به يارى او آمدند ولى هنگامى كه فاطمه عليها السّلام ميراث خود را طلب كرد ، ميراثى كه خدايش در كتاب خود براى او قرار داده بود و حق مسلم او بود هيچ كس آن بزرگوار را يارى نداد .
عايشه خانه پيامبر را قبر پدرش و عمر قرار داد در حالى كه آنها از پيامبر بيگانه بودند . اگر آن خانه ميراث بود بايد از همه وارثان اجازه مىگرفتند ، و اگر صدقه مسلمين بود بايد جمله مسلمانان اجازه مىدادند و اگر ملك عايشه بود كه دعوى از اصل دروغ است زيرا عايشه در مدينه خانهاى نداشت .
حميدى در جمع بين صحيحين روايت كرده است كه پيامبر فرمود : « ميان من و منبرم باغى از باغهاى بهشت است . » « 1 »
طبرى در تاريخ خود روايت كرده كه پيامبر فرمود : « چون مرا غسل داديد و كفن نموديد پيكرم را در خانه بر تختم در كنار قبرم قرار دهيد . » « 2 »
حميدى در جمع بين صحيحين از عايشه روايت كرده است : « بر هيچ يك از زنان پيامبر آن چنان كه بر خديجه رشك مىورزيدم غيرت نكردم . من هرگز خديجه را نديدم ولى پيامبر پيوسته از او ياد مىكرد . گاه گوسفندى قربانى مىنمود و آن را ميان نزديكان خديجه تقسيم مىكرد . گاهى به او مىگفتم : گويا در دنيا هيچ زنى جز خديجه وجود
هامش
بكشيد كه كافر شده است .
فيروزآبادى در القاموس ، ج 4 ، ص 60 مىنويسد : نعثل ، پير احمق است و در مدينه مردى دراز ريش بود كه عثمان به او شباهت داشت .
ابن اثير در نهايه اللغة ، ج 5 ، ص 79 مىگويد : دشمنان عثمان او را نعثل ناميدند از جمله عايشه كه مىگفت :
« نعثل را بكشيد ، خدا نعثل را بكشد » و مرادش عثمان بود .
( 1 ) . احمد نيز در مسند ، ج 3 ، ص 4 اين روايت را آورده است .
( 2 ) . منتخب كنز العمال ، ج 4 ، ص 314 در حاشيه مسند احمد و صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 615 .