3 . لازم است پيامبر نسبت به اهل و خويشاوندان خويش مهربانى و شفقت نداشته باشد و به ايشان خبر نداده باشد كه از او ميراثى نمىبرند ولى به ابو بكر اطلاع داده باشد به گونهاى كه آنها چيزى كه سزاوارش نبودند خواسته باشند و در حق همه مسلمانان ستم كرده باشند . پيامبرى كه مهرورزى او به بيگانگان و دشمنان چنان بوده كه خداوند فرموده : « شايد اگر به اين سخن ايمان نياورند ، خويشتن را به خاطرشان هلاك سازى » « 1 » و « نبايد كه جان تو بخاطر آنها دچار اندوه شود . » « 2 »
4 . ابو بكر سوگند خورده بود كه سنت و روش پيامبر را دگرگون نسازد . حميدى در جمع بين صحيحين روايت كرده كه ابو بكر خمس را به گونهاى كه پيامبر تقسيم مىكرد ، بخش مىنمود جز آنكه سهم قرابت پيامبر را كه رسول خدا خود به ايشان عطا مىكرد ، نمىپرداخت . « 3 »
اين عمل دگرگونى و تغيير است ، با آنكه او سوگند خورده بود چيزى را تغيير ندهد پس چرا در باره فاطمه روش را تغيير داد و برخى از حقوق پيامبر را از او منع كرد ؟ در جمع بين صحيحين آمده است كه عبد اللَّه بن عباس در پاسخ نامهء نجده بن عامر حرورى نوشت : « در باره خمس از من پرسيده بودى ، كه از آن كيست ؟ خمس از آن ماست ولى قوم تو آن را از ما بازداشتند . » « 4 »
5 . ابو بكر فاطمه را خشمگين ساخت و فاطمه عليها السّلام او و عمر را شش ماه مطرود كرد تا از دنيا رفت و وصيت نمود كه آنها بر او نماز نگزارند . « 5 »
هامش
( 1 ) . كهف : 6 .
( 2 ) . فاطر : 8 .
( 3 ) . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 86 و الجصاص در احكام القرآن ، ج 3 ، ص 61 و ديگر بزرگان قوم ، اين روايت را ذكر كردهاند .
( 4 ) . احكام القرآن جصاص ، ج 3 ، ص 63 و تفسير الطبرى ، ج 1 ، ص 1 و 6 .
( 5 ) . اين حديث نزد سنيان از متواترات است ، از جمله مآخذ آن : صحيح البخارى ، ج 5 ، ص 177 ، مسلم ، ج 3 ،