مسلم در صحيح خود گفته است : پيامبر فرمود : « همانا فاطمه پارهاى از من است ، آنكه او را بيازارد مرا آزرده است . » مسلم اين حديث را در دو موضع تكرار كرده است . « 1 »
بخارى در صحيح خود آورده است كه پيامبر فرمود : « فاطمه پاره تن من است هر كه او را به خشم آورد مرا خشمگين كرده است . » « 2 » حميدى در جمع بين صحيحين اين دو حديث را ذكر كرده است .
صاحب جمع بين صحاح سته آورده است : پيامبر فرمود : « فاطمه پارهاى از من است هر كه او را به خشم آورد مرا خشمگين ساخته است . »
نيز پيامبر فرمود : « فاطمه سرور زنان جهان يا سرور زنان اين امت است . پرسش شد كه پس مريم دختر عمران و آسيه زن فرعون چگونهاند ؟ پيامبر پاسخ داد : مريم بزرگ زنان عهد خود و آسيه سرور بانوان زمان خويش بودند . » « 3 »
در صحيح بخارى از عايشه آمده است كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : « اى فاطمه آيا
هامش
ص 143 و مستدرك الحاكم ، ج 3 ، ص 162 .
واقدى ، همان گونه كه در السيره الحلبيه ، ج 3 ، ص 361 آمده است ، مىگويد : « نزد ما قطعى است كه على ، خدايش گرامى بدارد ، فاطمه را - كه خدايش از او خوشنود باد - شبانگاه دفن كرد و بر او نماز گزارد و فضل و عباس با او بودند ، اما هيچ كس ديگر آگاه نشد . . . » ديگر بزرگان سنى هم اين واقعه را نقل كردهاند .
( 1 ) . ج 4 ، ص 125 و مستدرك الحاكم ص 159 و التفسير الكبير ، ج 27 ، ص 166 و ج 29 ، ص 126 و الصواعق المحرقه ، ص 114 به طريق احمد و ترمذى و حاكم .
( 2 ) . ج 5 ، ص 36 ، التاج الجامع الاصول ، ج 3 ، ص 253 ، خصائص النسائى ، ص 35 ، كنز العمال ، ج 6 ، ص 220 ، فيض القدير ، ج 4 ، ص 421 ، نويسنده گفته است : سهيلى به اين روايت بر افضليت على نسبت به ابو بكر و عمر استدلال كرده است .
( 3 ) . ذخاير العقبى ، ص 43 ، نويسنده گفته است : ابو عمر و حافظ ابو القاسم دمشقى حديث را آوردهاند ، حليه الاولياء ، ج 2 ، ص 42 ، مشكل الآثار ، ج 1 ، ص 5 و در انتها افزوده است : جز منافق ، هيچ كس فاطمه را به خشم نمىآورد .