تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
اين روايات ، به روشنى بيان مىكند كه عمر شرع خدا را دگرگون ساخت و شريعت پيامبر را در باب متعه‌ها زير پا نهاد و به هواى خويش سخن راند . خداوند مىفرمايد : « زيرا آنان چيزى را كه خدا نازل كرده است ، ناخوش دارند . خدا نيز اعمالشان را نابود كرد . » « 1 » اگر اين روايات به نزد سنيان صحيح است ، عمر مرتكب گناه كبيره شده است و اگر آنها را كاذب مىدانند چگونه نام صحيح و صحاح بر ايشان نهاده‌اند ؟ در جمع بين صحيحين به طريقه‌هايى از جمله مسند عبد اللَّه بن عباس نقل شده است : « سه طلاق در عهد پيامبر ، ابو بكر و دو سال از خلافت عمر ، يكى محسوب مىشد » اما عمر گفت : « مردم را در امرى كه پيشتر در آن شكيبايى داشتند ، شتاب ورزيده‌اند ، بهتر است آنان را در چنين شتابى مجاز بداريم و چنين كرد . » « 2 » آيا عمر حق داشت با خدا رسول او مخالفت ورزد و سه طلاق را در يك مجلس جايز بداند ؟ حميدى در جمع بين صحيحين در مسند عمّار بن ياسر روايت كرده كه مردى نزد عمر آمد و گفت : « من جنب مىشوم و آب نمىيابم ، چه بايد كرد ؟ عمر پاسخ داد : « نماز نخوان . » عمّار گفت : « اى عمر به ياد مىآورى كه من و تو با هم در جنگى شركت داشتيم و جنب شديم و آب نيافتيم . تو نماز نخواندى ولى من خود را به خاك ماليدم و نماز گزاردم . » چون نزد پيامبر آمديم ، ايشان فرمودند : « كافى است دو دستتان را بر زمين بزنيد با آنها صورت و دست خود را مسح كنيد . » عمر گفت : اى عمّار از خدا بترس ! عمّار پرسيد : اگر مىخواهى اين مطلب را بيان نكنم ؟ عمر پاسخ داد : هر گونه مىخواهى عمل كن . « 3 »
هامش
( 1 ) . محمّد : 9 . ( 2 ) . صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 472 ، مستدرك الحاكم ، ج 2 ، ص 196 ، الدر المنثور ، ج 1 ، ص 279 و احكام القرآن جصاص ، ج 1 ، ص 388 . ( 3 ) . صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 138 ، مسند احمد ، ج 4 ، ص 319 و 365 ، سنن ابو داود ، ج 1 ، ص 59 ، 61 و سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 200 .