در همان كتاب در مسند عبد اللَّه بن مسعود آمده است : « ما با پيامبر در جنگ شركت كرديم و زنان با ما نبودند . از پيامبر اجازه خواستيم كه خويش را اخته كنيم ، رسول خدا نپذيرفت . اما اجازه داد زنان را به مهر جامهاى ، عقد موقت كنيم . » « 1 » سپس عبد اللَّه قرائت كرد : « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، چيزهاى پاكيزهاى را كه خدا بر شما حلال كرده است ، حرام مكنيد . »
نيز حميدى در مسند ابو موسى اشعرى از ابراهيم بن ابو موسى روايت كرده كه پدرش به متعه فتوى مىداد و مردى به او گفت : « از فتواى خود دست بدار كه نمىدانى امير المؤمنين عليه السّلام در حج چه كرده است . ابو موسى با عمر ديدار كرد و از ماجرا پرسيد :
عمر پاسخ داد : من مىدانم كه پيامبر و ياران او متعه زنان را بجا مىآوردند اما خوش ندارم كه مؤمنان در سايه درختان به آميزش با زنان بپردازند و در حالى به حج آيند كه آب از سرشان مىچكد . » « 2 »
در جمع بين صحيحين در مسند عمران بن الحصين در متعه حج « 3 » كه پيشتر از او در متعه نساء نيز حديثى داشتيم « 4 » آمده است :
« آيه متعه در كتاب خدا وجود دارد « 5 » و ما آن را همراه با پيامبر بجا مىآورديم . نه كتاب پروردگار آن را تحريم كرد و نه رسول پروردگار تا از جهان رفت ، از آن نهى فرمود .
پس از او ، مردى به رأى خود هر چه خواست گفت . »
بخارى و مسلم در صحيحين مىگويند : آن مرد عمر بود . « 6 »
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 622 ، البخارى ، ج 8 ، ص 16 ، احكام القرآن جصاص ، ج 2 ، ص 154 و آيه در سورهء مائده ( آيه ، 87 ) است .
( 2 ) . امينى گفته است : روايت را مسلم در صحيح ، ج 1 ، ص 472 ، ابن ماجه در سنن ، ج 2 ، ص 229 ، احمد در مسند ، ج 1 ، ص 50 ، بيهقى در سنن ، ج 5 ، ص 20 ، نسايى در سنن ، ج 5 ، ص 153 ، تفسير الوصول ، ج 1 ، ص 288 و شرح الموطأ زرقانى آوردهاند .
( 3 ) . صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 540 ، البخارى ، ج 6 ، ص 33 ، التاج الجامع للاصول ، ج 2 ، ص 124 .
( 4 ) . به پانويس مربوط رجوع كنيد .
( 5 ) . نساء : 24 .
( 6 ) . تفسير ابن كثير ، ج 1 ، ص 233 ، فتح البارى ، ج 4 ، ص 339 ، ارشاد السارى قسطلانى ، ج 4 ، ص 169 .