مگوييد ، كه اعمالتان ناچيز شود و آگاه نشويد . » « 1 » خداوند اين عمل را نابودكننده عمل صالح دانسته و فرمود : « آنهايى كه از آن سوى حجرهها ندايت مىدهند بيشتر بىخردانند . اگر صبر مىكردند تا تو خود بيرون مىآمدى و نزد آنان مىرفتى بر ايشان بهتر بود و خدا آمرزنده و مهربان است . » « 2 »
در جمع بين صحيحين حميدى در مسند عبد اللَّه بن عمر بن الخطاب روايت شده است كه چون عبد اللَّه بن ابى بن سلول در گذشت ، پسرش عبد اللَّه نزد پيامبر آمد و تقاضا كرد كه رسول خدا بر او نماز گزارد . پيامبر براى نماز برخاست . عمر نيز به پا خواست و لباس او را گرفت كه اى پيامبر ، آيا در حالى كه خدايت ترا از نمازگزاردن بر او منع كرده چنين مىكنى ؟
پيامبر فرمود : خداوند به من خبر داده كه « مىخواهى براى ايشان آمرزش بخواه مىخواهى آمرزش نخواه ، اگر هفتاد بار هم بر ايشان آمرزش بخواهى خدايشان نخواهد آمرزيد . . . « 3 » » من از هفتاد بار بيشتر استغفار خواهم كرد . عمر گفت : او منافق بود . رسول خدا پاسخى نداد و به نماز ايستاد . » « 4 »
اين عمل عمر نپذيرفتن و رد كردن پيامبر بود .
در جمع بين صحيحين در مسند عايشه آمده است : عايشه گفت : « زنان پيامبر شبها
هامش
( 1 ) . حجرات : 2 .
( 2 ) . حجرات : 4 .
در روايات زيادى آمده كه شأن نزول اين آيات ، ابو بكر و عمر بودهاند ، از جمله : صحيح بخارى ، ج 6 ، ص 171 ، الدر المنثور سيوطى ، ج 6 ، ص 84 ، التاج الجامع للاصول ، ج 4 ، ص 239 ، نويسنده اين كتاب دعوى كرده كه بخارى ، ترمذى ، نسفى در تفسير خود در حاشيه تفسير الخازن ، ج 4 ، ص 176 و آلوسى در تفسير خويش ، ج 26 ، ص 123 اين روايات را آوردهاند .
( 3 ) . توبه : 80 .
( 4 ) . صحيح البخارى ، ج 2 ، ص 92 و 115 ، در باب ما يكره من الصلاة على المنافقين و باب الكفن في القميص من ابواب الجنائز و ج 6 ، ص 85 .