تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
ستاندم . ابو بكر نزد پيامبر آمد و گفت : « اى فرستادهء خدا آيا در باره من چيزى نازل شده است ؟ » پيامبر فرمود : « نه ، ولى جبرئيل بر من فرود آمد و گفت : برائت را تنها تو يا مردى از تو ابلاغ خواهد كرد . » « 1 » بخارى نيز مانند اين حديث را در صحيح خود روايت كرده است . در جمع ميان صحاح سته از ابو داود و ترمذى از عبد اللَّه بن عباس ، آمده است كه پيامبر ابو بكر را فرا خواند و فرمان داد در موسم حج ، ابلاغ برائت كند ، سپس على را پى او فرستاد . ابو بكر در راه كه بانگ شتر پيامبر ، عضباء را شنيد ؛ هراسان برخاست و گمان برد چيزى رخ داده است . حضرت على نامه پيامبر را كه در آن نوشته شده بود على بايد برائت را ابلاغ كند و جز مردى از اهل بيت پيامبر شايستگى اين مهم را ندارد ، به وى داد و رهسپار شدند . على در ايام تشريق بيزارى خدا و رسول از مشركان را آشكارا به گوش ايشان رساند ؛ اهل شرك را چهار ماه مهلت است و از سال آينده ، مشركى را نرسد كه حج گزارد و نه از اين پس با تن عريان طواف كند و جز مؤمنان كسى به بهشت در نيايد . « 2 » ثعلبى در تفسير برائت حديث را باز گفته است و روايت نموده كه ابو بكر به نزد پيامبر بازگشت و پرسيد : « در باره من آيه‌اى نازل شده است ؟ » پيامبر فرمود : « نه ، ولى برائت را جز من يا مردى از اهل من ، نخواهد رساند . » « 3 » كسى كه براى ابلاغ چند آيه شايستگى نداشته باشد چگونه سزاوار نهايت بزرگداشت و تقديم بر مردى است كه او را بر كنار ساخته و خود مبلّغ آيات بوده است ؟ خداوند بزرگ چه نيكو فرمود : « چشمها نيستند كه كور مىشوند بلكه دلهايى كه در سينه‌ها جاى دارند كور باشند . » « 4 » خردمند در اين حكايت بنگرد و بداند كه اگر خداوند آهنگ اظهار فضيلت و تبعيت
هامش
( 1 ) . در مسند ج 3 ، ص 283 ، نيز بنگريد به آنچه در حاشيه آمده است . ( 2 ) . صحيح البخارى ، ج 6 ، ص 81 ، روح المعانى ، ج 10 ، ص 40 ، شواهد التنزيل ، ج 1 ، ص 239 . ( 3 ) . طبرى در تفسير خود ، ج 10 ، ص 64 ، اين مطلب را روايت كرده است . ( 4 ) . حج : 46 .
نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 335 | العلامة الحلي / عليرضا كهنسال