« من پيشتر در كنار حوض ايستادهام و مردانى را بسويم مىآورند كه چون دست به سويشان دراز كنم تا آنها را در آغوش گيرم ( يا آب بنوشانم ) پريشان مىشوند .
مىگويم : خداوندا يارانم ، گفته مىشود . نمىدانى پس از تو چه كردند . » « 1 »
نظير اين روايت در مسند حذيفه بن اليمان در حديث هفتم از مجموعه متفق عليه نقل شده است .
در جمع بين صحيحين حميدى ، در مسند ابو درداء در حديث اول از صحيح بخارى آمده است كه ام درداء گفت : « ابو درداء نزد من آمد و خشمگين بود . سبب را پرسيدم گفت : به خدا سوگند از امت محمّد چيزى نمىشناسم جز آنكه نماز را به جماعت مىگزارند . » « 2 »
در جمع بين صحيحين در حديث اول از صحيح بخارى از مسند انس بن مالك از زهرى روايت شده كه گفت : « بر انس بن مالك در شهر دمشق وارد شدم و او را گريان ديدم . پرسيدم و پاسخ داد : از آنچه مىشناختم جز نماز باقى نمانده بود و آن نيز تباه شده است . » « 3 »
در حديث ديگرى آمده است : « از آنچه در زمان پيامبر وجود داشت چيزى را نمىشناسم . به او گفتند : نماز چطور ؟ پاسخ داد : آيا آن را تباه نساختيد ؟ » « 4 » در جمع بين صحيحين در مسندهاى انس بن مالك و ابو عامر آمده است كه پيامبر فرمود : « آغاز دين شما پيامبرى و رحمت بود سپس جهانگشايى و رحمت ، سپس جهانگشايى به قدرت و آنگاه ، حكومت به چنگ و دندان كه در آن حرامها و حرمتها ،
هامش
( 1 ) . مسند احمد ، ج 6 ، ص 351 و مسند اسماء دختر ابو بكر ، مسند ام سلمه ، ج 9 ، ص 290 و 297 ، صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 63 ، با اندك تفاوتى .
( 2 ) . مسند احمد ، ج 5 ، ص 195 و ج 6 ، ص 443 .
( 3 ) . نزديك به اين روايت ، حديث بخارى در صحيح او از ام الدرداء ، از ابو درداء ، ج 1 ، ص 157 .
( 4 ) . احمد در مسند آن را روايت كرده است .