مىآميخت . تو و آنان به يك ديگر مانندهتر از صورت و آينهايد . » « 1 »
در اين باب روايات فزون از شمار است و زشتكاريهاى معاويه بيش از گفتار .
ه : مطاعنى كه جمهور از صحابه نقل كردهاند .
حميدى در جمع بين الصحيحين ، مسند سهل بن سعد ، حديث بيست و هشتم از مجموعه متفق عليه آورده است : « شنيدم پيامبر خدا مىفرمود : من پيشتر از شما بر لب حوض در مىآيم هر كه بر من وارد شود ، آب نوشد و هر كه نوشد تشنه نگردد . همانا اقوامى بر من وارد خواهند شد كه آنها را مىشناسم و مرا مىشناسند سپس ميان من و آنها فاصله افتد . » « 2 »
ابو حازم مىگويد : « نعمان بن ابى عياش اين حديث را از من شنيد و پرسيد : سهل اين گونه روايت كرد ؟ گفتم : آرى . گفت : من گواهم كه ابو سعيد خدرى اين جمله را به حديث مىافزود : « آنان از امت من هستند ، پس گفته مىشود : نمىدانى پس از تو چه كردند . من مىگويم : دورى و هلاكت بر آنان كه پس از من را هم را تغيير دادهاند . » « 3 »
حميدى در جمع بين صحيحين از مسند ابن عباس در حديث شصتم از احاديث متفق عليه روايت كرده است : « پيامبر فرمود : به زودى مردانى از امت مرا مىآورند كه به سوى چپ رانده مىشوند . » من مىگويم : « خدايا آنان اصحاب من هستند ؟ » پاسخ داده مىشود : « نمىدانى كه آنها پس از تو چه كردند ؟ » من سخن عبد صالح را بر زبان مىآورم :
« و تا هنگامى كه در ميان آنها بودم تو بر ايشان گواه بودى و آنگاه كه مرا ميراندى خود
هامش
( 1 ) . ابن عبد ربه ، در كتاب خود « العقد الفريد » ج 1 ، ص 116 ، با عنوان « وفود أروى بنت الحارث بن عبد المطلب » اين مطلب را بيان كرده است .
( 2 ) . صحيح البخارى ، ج 9 ، ص 58 ، مسند احمد ، ج 3 ، ص 28 از ابو سعيد خدرى .
( 3 ) . همان .