دوست داشت . او با هند زنا كرد و هند آبستن گرديد و اين ماجرا ميان قريش مشهور شد .
مسافر از بيم عتبه پدر هند به حيره گريخت و به سلطان عرب عمرو بن هند پناه برد . عتبه ابو سفيان را خواست و با وعده ثروت بسيار ، هند را به همسرى او در آورد .
پس از سه ماه معاويه به دنيا آمد . ابو سفيان سفرى به حيره كرد و در محضر امير عرب با مسافر روبرو شد . مسافر از او حال هند را پرسيد و ابو سفيان گفت كه او را به زنى گرفته است . مسافر بيمار شد و درگذشت .
12 . صاحب كتاب « الهاويه » روايت كرده است كه معاويه چهل هزار تن از مهاجران و انصار و فرزندان آنها را به قتل رساند . پيامبر فرمود : « هر كس در كشتن مسلمانى يارى كند ، هر چند به كلمهاى ، در قيامت به گونهاى با خداوند ديدار مىنمايد كه بر پيشانيش نوشتهاند : از رحمت خدا نااميد است . » « 1 »
در آن كتاب از ابن مسعود روايت است كه هر چيز آفتى دارد و آفت اين دين بنى اميهاند . « 2 » احاديث در اين باب بيشتر از حد شمارش است .
خردمند منصف خود بنگرد آيا سزاوار است كه چنين مردى را واسطه ميان خود و خداوند قرار دهد و اطاعت از او را بر همه مردم واجب بداند ؟ در حالى كه جمهور چندين برابر عيبهايى كه براى معاويه بر شمرديم بيان كردهاند و ستم معاويه نزد همه مردم حتّى زنان ، شناخته شده و آشكار بود . جمهور روايت كردهاند كه اروى دختر حارث بن عبد المطلب در هنگام خلافت معاويه در شام به نزد او رفت . اروى در آن هنگام زنى فرتوت و بسيار سال بود . معاويه به او گفت : اى خاله خوش آمدى . اروى پاسخ داد :
« اى خواهرزاده چگونهاى ؟ كفران نعمت كردى و همنشين زشتى براى پسر عمويت
هامش
( 1 ) . سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 872 .
( 2 ) . كنز العمال ، ج 6 ، ص 91 و تطهير الجنان در حاشيه الصواعق ، ص 143 .