با اين وصف چگونه قاضى چنين اعتذار مىكند ؟ چرا عثمان خود در برابر ابو بكر و عمر اين گونه عذر نياورد تا از طعنه آنها برهد . هنگامى كه عثمان حكم را باز گرداند ، على عليه السّلام ، طلحه ، زبير ، سعد ، عبد الرحمن بن عوف و عمّار بن ياسر نزد او آمدند و گفتند : « تو حكم و همراهان او را باز گردانيدهاى در حالى كه پيامبر او را اخراج كرده بود . ما خداوند ، اسلام و روز جزا را به تو يادآور مىشويم . خليفگان پيشين از اين كار سرباز زدند و ما از خشم خداوند بر تو هراسانيم . » عثمان پاسخ داد :
« شما نزديكى و خويشاوندى مرا با آنها مىدانيد . پيامبر حكم را به سبب سخنى كه گفته بود اخراج كرد و از بودن آنها در اينجا به شما آزارى نمىرسد و در ميان مردم از آنها بدتر نيز وجود دارد . »
امير المؤمنين فرمود : « هيچ كس بدتر از حكم و همراهان او نيست سپس فرمود :
آيا به ياد مىآورى كه عمر مىگفت به خدا سوگند فرزندان ابى معيط را بر گردن مردم سوار مىكنى و به خدا سوگند اگر چنين كنى ترا خواهند كشت ؟ » عثمان پاسخ داد : « هر يك از شما كه چنين نسبت خويشاوندى نزديكى داشت و قدرت او به اندازه من مىبود ، حتما خويشاوند خويش را داخل شهر مىساخت .
و در ميان مردم بدتر از آنان نيز وجود دارد . » على عليه السّلام خشمگين شد و گفت : « به خدا سوگند اگر در امان بمانى از اين بدتر بر سر ما خواهى آورد و به زودى فرجام كردار خويش را خواهى ديد » چرا عثمان نزد على و ديگران عذرى را كه قاضى ذكر كرد به كار نبست ؟ « 1 » 3 . عثمان اموال فراوانى را كه به مسلمانان تعلق داشت به خويشاوندان خود بخشيد .
او به چهار داماد قريشى خود ، چهار صد هزار دينار بخشيد « 2 » و به مروان صد هزار
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 232 .
( 2 ) . تاريخ الخميس ، ج 1 ، ص 26 ، معارف ابن قتيبه ، ص 84 ، تاريخ الخلفاء ، ص 156 ، تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 49 ، العقد الفريد ج 2 ص 261 ، تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 155 .