برايتان خبرى آورد تحقيق كنيد . » « 1 » در بارهء وليد است . او در هنگام حكمرانى خود در حالى به نماز ايستاد كه مست بود به گونهاى كه در نماز سخن گفت و به پشت سر نگريست و پرسيد : آيا برايتان بر عدد ركعتهاى نماز بيفزايم ؟ گفتند : نه ما نماز خود را بجاى آورديم . « 2 »
عثمان سعيد بن عاص را بر كوفه گمارد و او كارهاى زشتى انجام داد .
سعيد مىگفت : « سرزمينهاى سبز عراق بوستان قريش است ، هر چه بخواهد از آن بر مىگيرد و هر چه خواهد فرو مىنهد . مردم با او عتاب كردند كه آيا آنچه را كه خداوند به ما بخشيده است بوستان خود و قومت مىدانى ؟ كار به آنجا رسيد كه مردم او را از ورود به آن نواحى بازداشتند و آشكارا زبان به خردهگيرى از او و عثمان گشودند و نزديك بود عثمان را نيز بر كنار كنند . سرانجام خود ، سعيد بن العاص را خلع كردند و اختيار امور را به قهر از او ستاندند ، بىآنكه خواست و فرمان عثمان چنين باشد . « 3 »
عثمان ، عبد اللَّه بن سعد بن ابى صرح را والى مصر ساخت و اهل مصر از او زبان به شكايت گشودند . عثمان به ظاهر ، محمّد بن ابو بكر را جانشين او كرد اما در نهان به وى نامه نوشت كه بر ولايت بماند و محمّد بن ابو بكر و هر مخالفى را بكشد . چون آن نامه بدست محمّد رسيد ، سبب محاصره و كشته شدن عثمان فراهم آمد . « 4 »
هامش
( 1 ) . حجرات : 6 .
تفسير الخازن ، ج 4 ، ص 178 و در حاشيه آن تفسير نسفى كه بر اين مطلب دعوى اجماع كرده و روح المعانى ، ج 24 ، ص 131 .
( 2 ) . شرح ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 226 و ج 4 ، ص 192 ، تاريخ الخميس ، ج 2 ، ص 255 و 259 ، تاريخ الكامل ، ج 3 ، ص 52 ، الامامه و السياسه ، ج 1 ، ص 32 ، اسد الغابه ، ج 5 ، ص 90 ، مروج الذهب ، ج 4 ، ص 334 .
( 3 ) . تاريخ الخميس ، ج 2 ، ص 256 ، تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 55 و 94 ، شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 226 ، مروج الذهب ، ج 4 ، ص 336 ، الاستيعاب در حاشيه الاصابه ، ج 2 ، ص 9 .
( 4 ) . تاريخ الخميس ، ج 2 ، ص 259 ، تاريخ الكامل ، ج 3 ، ص 45 ، 83 ، تاريخ الخلفاء ، ص 157 ، الامامه و السياسه ، ج 1 ، ص 36 ، تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 163 و 164 و العقد الفريد ، ج 3 ، ص 77 و 79 .