و جامه رسول خدا را تر كرد . بر او بانگ زدند و پيامبر فرمود : پسرم را از ادرار كردن باز نداريد . « 1 »
آيا اگر گروهى بيعت نكنند « 2 » بايد كشته شوند ؟ « 3 » لزوم اين بيعت به چه دليل است در حالى كه نه حكم شرع و نص بر آن دلالت دارد و نه حكم عقل .
برخى از خطاهاى ابو بكر را به نقل از اهل سنت شنيديم و آنان خود عهدهدار سخن خويشند .
ب : خطاهايى كه سنيان از عمر بن خطاب نقل كردهاند .
كژرويهايى كه آنان بيان كردهاند ، فراوان است : 1 . پيامبر در بيماريى كه به مرگ ايشان منتهى شد ، كاغذ و قلمى طلبيد تا نوشتهاى برجا نهد كه پس از او ميان مسلمانان اختلاف پديد نيايد و آهنگ داشت كه نام على عليه السّلام را به صراحت مكتوب كند . « 4 »
هامش
( 1 ) . مجمع الزوائد ، ج 1 ، ص 285 ، مسند احمد ، ج 2 ، ص 348 ، ذخاير العقبى ، ص 131 .
( 2 ) . و آنان از ياران بزرگ پيامبر بودند مانند ابو ذر غفارى ، سلمان فارسى ، مقداد بن اسود كندى ، عمّار بن ياسر ، خالد بن سعيد عاص ، بريد اسلمى ، ابى بن كعب ، خزيمه بن ثابت ذو الشهادتين ، جابر بن عبد اللَّه انصارى ، ابو ايوب انصارى ، ابو هيثم بن تيهان ، سهل بن حنيف ، عثمان بن حنيف ، حذيفه بن يمان ، سعد بن عباده ، قيس بن سعد ، عباس بن عبد المطلب و فرزندانش فضل و عباس ، زبير و زيد بن ارقم ، بدان گونه كه يعقوبى در تاريخ خود ج 2 ، ص 124 و محمّد كرد على در خطط الشام و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 74 و ص 132 ، آوردهاند .
( 3 ) . العقد الفريد ، ج 2 ، ص 250 و تاريخ ابو الفداء ، ج 1 ، ص 156 .
( 4 ) . احمد بن ابو طاهر در كتاب خود ( تاريخ بغداد با استناد به شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 97 و كتاب على و مناوئوه ، طبع مطبوعات النجاح ، قاهره ، مصر ) . صفحه 26 ، مكالمهاى ميان عمر و ابن عباس را ثبت كرده است .
عمر به من ( ابن عباس ) گفت : اى عبد اللَّه خون قربانى بر تو باد اگر حقيقت را كتمان كنى آيا هنوز در قلب على ، ادعايى نسبت به خلافت وجود دارد ؟ گفتم : بلى . پرسيد : آيا مىپندارد كه پيامبر او را به نص ، جانشين خود