حكم خنثى « 1 » و خروجكنندگان را بيان داشت چنان كه شافعى گفت ما حكم خروجكنندگان را از على آموختيم . « 2 »
جز اينها احكام شگفتانگيز بسيارى از آن سرور صدور يافت كه محال بود پرسش شده - عمر - به پاسخ آنها دست يابد . او ندانست كلاله و أبّ چيست و در بارهء جد صد گونه فتوا داد كه هر يك چون ديگرى است . « 3 »
3 . خبر دادن از غيب
: امير المؤمنين نزد برخى از مواضع چنين اخبارى بيان كردهاند . در خطبهاى فرمودند : « پيش از آنكه مرا نيابيد ، پرسش كنيد ، به خدا سوگند اگر از فتنهاى كه گروهى صد تن را گمراه مىكنند و صد تن را هدايت مىنمايند بپرسيد فريادكننده و به پيش راننده آن را تا قيامت معرفى خواهم كرد . » مردى برخاست و گفت : « مرا آگهى ده كه در سر و ريشم چند تار مو هست ؟ امام فرمود : به خدا قسم دوستم رسول خدا در باره پرسش تو به من خبر داده بود و فرموده بود كه بر هر موى از سرت فرشتهاى است كه تو را لعنت مىكند و بر هر تار مو از ريشت شيطانى است كه بر مىانگيزدت و در خانهات فرومايهاى است كه پسر پيامبر را مىكشد . اگر شرح و بيان برهان بر آنچه پرسيدى ( براى شما ) دشوار نبود پاسخت مىگفتم اما نشانه صدق سخنم خبرى است كه در باره فرزند نفرين شده و رذل تو بيان داشتم . »
فرزند آن مرد در آن زمان خردسال بود و همو كشتن امام حسين عليه السّلام را بر عهده گرفت . « 4 »
هامش
( 1 ) . نور الابصار ، ص 71 ، مناقب احمد خوارزمى ، ص 60 ، مطالب السؤل ، ص 13 .
( 2 ) . كتاب الام ، ج 4 ، ص 233 ، در باب الخلاف في قتال اهل البغى .
( 3 ) . شايد عبارت صحيح اين باشد كه هر يك با ديگرى متناقض است . بنگريد به : السنن الكبرى بيهقى ، ج 6 ، ص 245 فضل در اين باب مىگويد : داوريهاى شگفتانگيز امير مؤمنان - كه علّامه بيان فرموده - جملگى حق و راست است . و قضاوتهايى از اين دست شأن و عادت على عليه السّلام بوده است و به آن شهرت داشته است .
( 4 ) . شرح نهج البلاغه ج 2 ص 488 و ج 1 ، ص 208 و روايت از كتاب الغارات ابن هلال ثقفى نقل شده و آن مرد سنان بن انس نخعى است .