جايى مىآيد كه فرمانروايى ايشان آغاز شده است ، از هر شهرى با پيروزى عبور مىكند و هر پرچمى را كه براى نبرد با او برافراشته شود درهم مىشكند . واى واى بر كسى كه به ستيزه آهنگ او كند ، پيوسته چنين با فتح قرين است . »
اخبار در اين باره بسيار است .
4 . شجاعت
: مردم به جملگى همداستانند كه على عليه السّلام پس از پيامبر دليرترين آدميان بود و فرشتگان از حملههايش به شگفت در آمدند . پيامبر كشتن عمرو بن عبد ودّ بدست او را از عبادت جن و انس برتر نهاد و جبرئيل بانگ زد كه جز ذو الفقار شمشيرى نيست و جز على دليرى .
جمهور روايت كردهاند كه چون مشركان على را در نبرد مىديدند به يك ديگر وصيت مىكردند . « 1 »
5 . زهد
: خلافى نيست كه على عليه السّلام زاهدترين مردم روزگار خود بود و دنيا را سه باره طلاق گفت .
قبيصه بن جابر مىگويد : « در جهان زاهدتر از على بن ابى طالب نديدم . غذاى او جوى پوست ناگرفته بود و سه روز از نان گندم سير نخورد . » « 2 »
عمر بن عبد العزيز مىگويد : « در اين امت كسى را نمىشناسيم كه پس از پيامبر از على بن ابى طالب زاهدتر باشد . » « 3 »
اخطب خوارزم از عمّار بن ياسر روايت كرده كه گفت : « شنيدم كه پيامبر فرمود :
اى على خداى بزرگ تو را به آذينى آراسته كه هيچ يك از بندگان خود را به خوبتر از
هامش
( 1 ) . فضل در اين باره مىگويد : دليرى امير مؤمنان ترديد ناپذير است .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 40 ، ص 333 ، ينابيع المودة ، ص 147 ، شرح البلاغه ، ج 1 ، ص 16 و 17 ، نهايه ابن اثير ج 3 ص 353 از ديگران .
( 3 ) . مناقب آل ابى طالب ، بحار الانوار ، ج 40 ، ص 320 ، مذهب اهل بيت قاضى القضاة در حلب ، ص 264 ، كه از تذكرة الخواص نوهء ابن جوزى روايت كرده است .