تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
همه ياران پيامبر در احكام شرعى به امير مؤمنان رجوع مىكردند و از ايشان بهره مىبردند « 1 » و حضرتش هيچ گاه در مسأله‌اى به شخصى رجوع نكرد . عمر بن خطاب در بسيارى از مواقع مىگفت : اگر على نبود عمر نابود مىشد ، « 2 » زيرا امير المؤمنين او را از خطاهاى فراوانى باز مىداشت . در مسند احمد بن حنبل آمده است : « هيچ يك از ياران پيامبر جز على جمله « از من پرسش كنيد » « 3 » را بر زبان نياورد . » در صحيح مسلم روايت شده كه امام بر منبر فرمود : « پيش از آنكه مرا نيابيد پرسش كنيد ، از كتاب خدا پرسش كنيد كه در آن
هامش
بود ، زيرا آن حضرت نور الهى و چراغ علم مصطفوى به شمار مىرفت . اين انتساب به آن معنا نيست كه امير مؤمنان با آن گروهها در همه چيز موافقت داشته است . او در بسيارى از اصول بنيادين و احكامى كه آنان به رأى خود و قياسهاى خويش بافته بودند ، مخالف بود . همان گونه كه اهل هر شريعتى خود را به پيامبر آن دين مىبندند ولى در ميان آنها بدعتها و گمراهيهايى است كه پيام‌آوران خدا از آنها بيزارند ، اين گروهها نيز به حسب دعوى خود به امير المؤمنين منسوب مىشدند . مثلا صوفيان در مسلمان بودن خود را به پيامبر و در علم طريقت به امير مؤمنان منسوب مىكنند با آنكه حضرات از انديشه‌هاى باطل و كردارهاى زشت آنان بيزارند . ( 1 ) . از جمله صحابه‌اى كه به امام على عليه السّلام رجوع مىكردند : ابو بكر در آمدن هيأت يهوديان نزد او ، فتح روم ، نبرد با مرتدان و موارد ديگر ، ( الرياض النضره ، ج 2 ، ص 129 ، ذخاير العقبى ، ص 80 و 97 ، نويسنده ذخاير گفته است ، روايت را ابن السمان ذكر كرده است ، كنز العمال ، ج 3 ، ص 99 و 301 و الطبقات المالكيه ، ج 2 ، ص 41 ) عثمان در بسيارى از مسائل ( تفسير ابن كثير ، طبع بولاق مصر ، ج 9 ، ص 185 ، الموطأ ، ج 2 ، ص 93 و ج 3 ، ص 43 ، مسند احمد ج 1 ص 104 ، مسند الشافعى ص 442 ) . و ديگر ياران پيامبر مانند عايشه ، معاويه ، عبد اللَّه بن عمر . . . ( مسند احمد ، ج 1 ، ص 96 و 100 و 113 ، صحيح مسلم در كتاب طهارت ، سنن البيهقى ، ج 5 ، ص 149 و ج 1 ، ص 272 ، فيض القدير ، ج 3 ، ص 46 ، الرياض النضرة ج 2 ، ص 195 . ( 2 ) . ستايش عمر از امير مؤمنان به جمله مذكور و عبارات ديگر ، هنگامى كه به ارشاد امام از گمراهى رهايى مىيافت ، متواتر و قطعى است ، از جمله نشانيها : كنز العمال ، ج 1 ، ص 154 ، ذخاير العقبى ، ص 82 ، فيض القدير ج 3 ، ص 356 ، مستدرك الحاكم ، ج 1 ، ص 457 ، الاستيعاب در حاشية الاصابه ، ج 3 ، ص 39 . ( 3 ) . ينابيع المودة ، ص 74 ، اسد الغابه ، ج 4 ، ص 22 ، الصواعق المحرقه ، ص 76 ، ذخاير العقبى ، ص 83 .