آيهاى نيست مگر اينكه من مىدانم كه آيا در كوهپايه فرود آمده يا در بيابان . « 1 » از فتنهها بپرسيد كه مىدانم برپاكننده هر آشوب و كشتهشدگان آن چه كسانى هستند . » « 2 »
او عليه السّلام مىفرمود : « مرا از راههاى آسمان پرسش كنيد كه بدانها از راههاى زمين آگاهترم . » « 3 »
امير المؤمنين فرمود : « رسول خدا هزار باب از دانش به من آموخت و در هر باب هزار باب وجود داشت . » « 4 »
رويدادهاى آن بزرگوار فزونتر از شمار است و تنها به ذكر برخى بسنده مىكنيم :
درهمها را ميان صاحبان نان تقسيم كرد . « 5 » ديه را بر زنى كه نيشگون گرفته بود ، زنى كه جسته بود و زنى كه افتاده بود تقسيم كرد . « 6 » فرزند را با قرعه به پدر ملحق كرد و پيامبر اين عمل را پسنديد . « 7 » فرمان داد تا كودك مورد دعوى دو نفر را از ميان دو نيمه كنند و مدعيان به حقيقت ، بازگشتند . « 8 » فرمود تا سر از تن برده بيفكنند و او به حق رجوع كرد . « 9 »
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب ج 7 ص 337 ، كنز العمال ، ج 1 ، ص 228 ، حليه الاولياء ، ج 1 ، ص 65 .
( 2 ) . ينابيع المودة ، ص 73 ، شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 178 و 508 .
( 3 ) . مطالب السؤل ، ص 26 ، ينابيع المودة ، ص 66 .
( 4 ) . ينابيع المودة ، ص 71 و 73 و 76 و 77 ، از مناقب و ابن مغازلى ، فتح الملك العلى ، ص 19 .
( 5 ) . ذخاير العقبى ، ص 84 ، الصواعق المحرقه ، ص 77 .
( 6 ) . القياس في الشرع الاسلامى ابن تيميه ، طبع قاهره ، ص 76 ، السنن الكبرى ، ج 8 ، ص 112 .
سه زن ( يا كنيز ) بازى مىكردند و يكى بر دوش ديگرى سوار بود . سومى ، زنى را كه سوارى مىداد نيشگون گرفت و او برجست و زنى كه سوار شده بود بر زمين افتاد و گردنش شكست . امير المؤمنين عليه السّلام ديه را سه بخش كرد ، آن كه نيشگون گرفته بود و آن كه برجسته بود ، هر يك 3 / 1 ديه و 3 / 1 باقيمانده بر عهده سومى بود كه خود نيز در پيدايش اين واقعه شراكت داشت و در واقع 3 / 1 از ديه او هدر گشت . ( م )
( 7 ) . مستدرك الحاكم ، ج 2 ، ص 207 ، مسند احمد ، ج 4 ، ص 273 ، سنن ابن ماجه و ابو داود در سنن خود .
( 8 ) . كنز العمال ، ج 3 ، ص 179 ، الغدير ، ج 6 ، ص 174 ، بحار الانوار ، ج 40 ، ص 252 .
( 9 ) . الارشاد شيخ مفيد ، بحار الانوار ، ج 40 ، ص 257 .