تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
ابراهيم وحى كرد : اسماعيل و مادرش را به خانه پيامبر تهامى ( مكه ) ببر ، همانا من نسل ترا گسترده و پراكنده مىسازم و آنها را بار سنگين كافران قرار مىدهم . از نسل تو پيامبر بزرگى برمىانگيزم و او را ناسخ دينها مىنمايم و از فرزندان پيامبر دوازده تن والامقام را قرار خواهم داد و نسل او را به شمار اختران خواهم نمود . » اين روايات بر امامت دوازده جانشين فرزندان محمّد صلّى اللَّه عليه و آله دلالت مىكند و جز اماميه كه امامت را در معصومان حصر و محدود كرده‌اند ، ديگران به چنين حصرى معتقد نيستند . احاديث در اين باب بيشتر از آن است كه به عدد درآيد .

در بيان برخى از برتريها و فضايل امير المؤمنين عليه السّلام است كه به موجب آنها وجوب امامت ايشان اثبات مىگردد .

احاديث اين مطلب از شدت فزونى قابل شمارش نيست . اخطب خوارزم از جمهور با اسناد به ابن عباس حديث آورده است كه پيامبر فرمود : « اگر درختان قلم ، دريا مركب ، جنيان شمارشگر و آدميان نويسنده شوند نمىتوانند فضايل على بن ابى طالب را شماره كنند . » « 1 » كسى كه پيامبر در باره او چنين سخنى گويد چگونه مقاماتش به ذكر و عدد در مىآيد ؟ اما از باز گفتن برخى از آنها ناگزيريم زيرا همان اخطب خوارزم روايت كرده است
هامش
( 1 ) . المناقب به سند خود از مجاهد ، از ابن عباس ، ينابيع المودة ص 121 ، لسان الميزان طبع حيدرآباد دكن ، ج 5 ، ص 62 ، كفايه الطالب ص 252 . مؤيد اين روايت حديثى است كه در الصواعق ص 72 ، نور الابصار ص 81 ، المستدرك ، ج 3 ، ص 107 آمده است و از آن روايات اين دقيقه آشكارى شود كه آنچه در فضل على بن ابى طالب به اخبار معتبر وارد شده در فضيلت هيچ يك از صحابه نيامده است . كنجى شافعى در كفايه الطالب ص 253 ، مىگويد : حافظ بيهقى بيان كرده كه على عليه السّلام صاحب هر فضيلت و برترى و سزاوار هر پيشينه نيك و مرتبت والاست و در زمان او هيچ كس به خلافت از وى شايسته‌تر نبود .