ايشان را فرو نهد ، فرو افتد . » « 1 »
ثعلبى در تفسير گفتار خداى بزرگ : « و همگان دست در ريسمان خدا زنيد و پراكنده مشويد . » « 2 » به اسانيد فراوان از پيامبر آورده است كه حضرتش فرمود : « اى مردم در ميان شما دو گرانسنگ بر جا نهادم . دو جانشين كه اگر از آنها پيروى كنيد پس از من گمراه نگرديد و از آن دو يكى از ديگرى برتر است ، كتاب خدا كه بند كشيده ميان آسمان و زمين است و عترت و اهل بيت من . آن دو از هم جدا نمىشوند تا در كنار حوض بر من در آيند . »
و در جمع بين صحيحين روايت است : « نزديك است كه فرستاده خدايم نزد من آيد و او را پاسخ گويم . من در ميان شما دو گرانسنگ بر جاى نهم : كتاب خدا كه در آن
هامش
( 1 ) . روايت را اين كسان آوردهاند : زمخشرى ( المناقب ، خطى ، ص 213 ) ، شيخ جمال الدين حنفى موصلى ( بحر الناقب ، خطى ، ص 116 ) ، حموينى ( الفرائد ) ، حافظ محمّد بن ابو الفوارس ( اربعين ، خطى ، ص 14 ) ، احقاق الحق ، ج 4 ، ص 288 و ج 9 ، ص 198 ، شيخ سليمان ( ينابيع المودة ، ص 82 ) ، موفق خوارزمى ( مقتل الحسين ص 59 ) .
( 2 ) . آل عمران : 103 .
در الصواعق المحرقه ص 59 ، در تفسير آيه آمده است : « ثعلبى در تفسير خود از جعفر صادق - خدايش خوشنود باد - روايت كرده كه فرمود : ما بند و ريسمانى هستيم كه خداوند دستور داده به آن چنگ زنيد و پراكنده نشويد . جد امام صادق عليه السّلام زين العابدين هر گاه اين آيه را مىخواند : اى ايمان آوردگان با راستگويان و راستمردان باشيد ، دعايى طويل مىخواند كه در آن طلب رسيدن به مرتبه صادقان و مقامات و الا بود و از آنچه بدعتگزاران گريزنده از امامان دين ، گزيده بودند سخن مىراند ، آنگاه مىفرمود : گروهى نيز در حق ما كوتاهى روا داشتند و آيات متشابه را به آراء خود تأويل نمودند و حديث آمده از رسول را متهم ساختند . . .
آيندگان اين امت به كدامين كس پناه جويند كه سران و نشانهاى آيين از ميان رفتهاند و امت پراكنده و دگرگون گشتهاند و يك ديگر را كافر دانستهاند ، حال آنكه خداوند مىفرمايد : چون آنان كه پس از آمدن دليلهاى آشكار ، پراكنده شدند و اختلاف ورزيدند ، نباشيد .
چه كسى بر اتمام حجت و تأويل حكم شايستهتر از خاندان پيامبر است كه خدايشان پاكيزه گردانده و اطاعت از ايشان را در كتاب خود واجب قرار داده است ؟
پيشتر گفته آمده كه حديث ثقلين از احاديث متواتر است و نيازى به ذكر مآخذ و مصادر نيست .