كند و عصيانگر را پاداش دهد پس طاعت مطيع جز رنج و زيان نيفزايد كه در اين جهان جز رنج نبرده و در آن جهان جز زيان نخواهد ديد . از سوى ديگر عصيانگر در هر دو عالم سود يافته و از رنج رسته است .
ه ) خداوند تكليف به محال خواهد كرد زيرا همه اعمال از آن خداست و بنده قدرتى ندارد ، پس هر عملى براى بنده غير ممكن و خارج از توان اوست اما چون خداوند بندگان را به بعضى امور تكليف كرده پس تكليف بيشتر از طاقت لازم مىآيد . با فرض جواز چنين تكليفى و روا بودن زشتى بر خدا ، مانعى ندارد كه پروردگار بندگان را به امور محال فرمان دهد مثلا امر كند مردم موجودى مانند او يا خود ، بيافرينند و مردگانى چون آدم و نوح را به جهان بازگردانند ، كوه ابو قبيس را يكباره ببلعند و آب دجله را به يك جرعه بنوشند و اگر چنين نكنند ايشان را به انواع شكنجهها بيازارد .
خردمند ، بنگرد آيا خداوند بندگان را به چنين امور محالى تكليف مىكند ؟ آيا از بندگان ظالمى بوده است كه اين گونه تكليف كند ؟ پيراسته است خداوند از اين نسبتها .
و ) نمىتوان به پيامبرى هيچ پيامبرى آگاهى يافت ، زيرا دليل نبوت ، اين است كه خداوند پس از دعوى پيامبرى معجزهاى ظاهر كند كه نماد تصديق پيامبر باشد و اين به شرطى است كه هر كس مورد تصديق خداست راستگو باشد . اگر فعل قبيح بر خداوند روا باشد نه صغراى استدلال صحيح خواهد بود و نه كبراى آن ؛ زيرا جايز است كه خداوند براى گمراه كردن خلق معجزهاى ظاهر كند و جايز است كه دروغزنى را تصديق كند .
ز ) اگر خداوند بجاى آورنده زشتيها است واجب است كه از او ( به ديگرى ) پناه برد ، زيرا از شيطان زيانبارتر است . پس به رأى ايشان بايد گفت ، پناه بر شيطان رجيم از خداوند بزرگ ! آيا خردمندان مىپسندند رأيى را برگزينند كه به سبب آن از ارحم الراحمين و گرامىترين بخشندگان استعاذهكننده و شيطان را از لعن رهايى بخشند ! پناه بر خدا از اعتقاد ياوه انديشان و ورود به جرگه ستمكاران ؛ به همين مختصر بسنده مىكنيم .
نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 103
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٠٣