كه پيغمبر ( ص ) از او شلوارى خريد . از سويد روايت كردهاند كه من و مخرمه عبدى ، از هجر جنس بزازى آورده بوديم . من به مكه آمدم و پيغمبر ( ص ) نزد ما آمد و شلوارى از ما خريد و در پرداخت قيمت ، به ترازودار گفت ( سكه يا خاكه طلا را ) وزن كن و چربتر وزن كن .
بازار مدينه در زمان پيغمبر ( ص ) قسمتى مخصوص بزازان داشت ؛ چنان كه از ابو هريره روايت است با پيغمبر ( ص ) به بازار رفتيم ، نزد بزازان نشست و سراويلى به چهار درهم خريد و بزازان ترازودارى داشتند ، فرمود : وزن كن و چربتر وزن كن . ترازودار گفت : اين كلمه را از هيچ كس نشنيده بودم . ابو سعد نيشابورى در كتاب شرف المصطفى اين روايت را آورده است .
( 1 )
عطرفروش
در صحيح بخارى ، عطرفروش و مشك فروش را با هم آورده ، و همانجا از ابو موسى اشعرى روايت كرده كه همنشين نيك ، مثل مشك فروش و همنشين بد مثل كوره آهنگرى است ؛ از مشك فروش يا مشك مىخرى و يا از بوى خوشش لذت مىبرى و كوره آهنگرى يا لباست را مىسوزاند يا دود و دمش آزارت مىدهد . ثعالبى در كتاب التمثيل و المحاضره از عمر روايت مىكند كه هرگاه تاجر بودم ، هيچ تجارتى را بر عطرفروشى ترجيح نمىدادم ، كه اگر سود نمىبردم ، بوى خوش استنشاق مىكردم .
( 2 )
وزّان و صرّاف
در بازار ، ترازودارى بود كه پول وزن مىكرد و پيغمبر فرمود : وزن كن و چربتر وزن كن ؛ يعنى كفهاى كه درهم در آن است ، سنگينتر بشود . « وزن » براى كسى است كه پول مىدهد و « اتّزن » براى كسى است كه پول مىگيرد . در تحفة الناظر آمده است كه على ( ع ) بر كسى گذشت كه زعفران وزن مىكرد ، فرمود : نخست كامل وزن كن ، و سپس هر قدر خواستى اضافه بريز .
منظور حضرت اين بود كه آن شخص به توزين صحيح و كامل عادت كند و قدر واجب را به عمل بياورد . از ابن عباس نقل است كه گفت : « شما عجميان متصدى دو امر شدهايد كه پيشينيان بر سر آن هلاك شدند : پيمانه و ترازو » . از اين جهت عجميان را به طور خصوص مورد خطاب قرار داد كه هم پيمانه و هم ترازو به كار مىبردند ؛ حال آنكه در مكه وزن مرسوم بود و در مدينه پيمانه . از حديث اول مىفهميم كه پيغمبر ( ص ) با اهل هر حرفه ، در مورد