پيغمبر ( ص ) بردم ، دستور داد با داغ مخصوص ، آنها را نشان كنند و ضميمهء شتران صدقه سازند .
در حواشى الدرر « 1 » ابن عابدين حنفى آمده است كه بر ران اسبان اصطبل عمر داغ زده بودند : « حبس فى سبيل الله » . بعضى فقها بر همين قياس ، كتابت دعا بر كفن ميّت را جايز شمردهاند !
( 1 )
فرق ، چراگاه و بازار
در الصحيح آمده است كه پيغمبر البقيع ( يا : النقيع ) در بيست فرسخى را قرق مسلمانان قرار داده بود . قاضى عياض گويد : « البقيع » بالاى وادى عقيق و بسيار سرسبز و پرعلف بود ، به طورى كه سوار در آن گم مىشد و يك ميل در يك بريد ( فاصلهء دو ايستگاه ) مساحت داشت و هر جا البقيع به طور مطلق ( بدون اضافه ) گويند ، همينجاست ؛ و هرگاه « النقيع » باشد به معناى نيزار و مرداب است .
بخارى و ابن منده روايت كردهاند كه مردى از قبيلهء بهز براى پيغمبر ( ص ) عسل آورد .
حضرت پرسيد : اين چيست ؟ گفت : هديه است . حضرت پذيرفت ، آنگاه آن مرد گفت : بقيع مرا قرق من قرار بده . حضرت نوشتهاى به دو داد . در تاريخ الخميس ديار بكرى آمده است :
اينكه بر عثمان ايراد مىگرفتند بازار مدينه را قرق قرار داده بود ؛ يعنى تا وكيل عثمان علوفهء شتران عثمان را نمىخريد ، كسى حق معامله نداشت .
هامش
( 1 ) . ابن عابدين حنفى ، حواشى الدرر ، ج 1 ، ص 633 .