سند مد منسوب به پيغمبر ( ص ) در فاس ، به مد فقيه عبد الرحمن البستيّ در سال 990 ه . ق مىرسانند كه خود او مدش را مد فقيه عبد الله بن سالم مورخ به سال 710 ، و او مدش را با مد فقيه ابو محمد عبد الرزاق مورخ به سال 692 ، و او مدش را با مد فقيه على بن الحاج به سال 613 ، و او مدش را با مد حسن بن يحيى بسكرى - تا برسد به زيد بن ثابت - تعديل كرده است .
اگر از راه وزن بخواهيم به مد برسيم ، هر مد يك رطل و ثلث رطل است و هر رطل 128 درهم ، و هر درهم 55 حبه ، و هر دينار ده هفتم درهم است .
اينكه فقها اين مسأله را تفصيل دادهاند ، به سبب اين است كه در فطريه دادن ، زياده بر صاع مكروه است ؛ زيرا شارع آن را محدود كرده ، مثل تسبيح زياده بر 33 بار گفتن كه مكروه است . اين قول قرافى است و من با واسطه ابن الحاج نقل كردم .
( 1 )
استفاده از شتر و گوسفند
ابن جماعه در مختصر السير آورده است كه پيغمبر ( ص ) ناقهاى داشت كه از ابو بكر به چهارصد درهم خريد و با آن از مدينه به مكه آمد . شترى هم داشت ثعلب نام . يك شتر تعريفكردنى هم از ابو جهل در بدر غنيمت گرفت . بيست ناقهء شيرى هم در غابه ( به فاصلهء يك بريد از مدينه در سمت شام ) داشت كه هر شب دو كوزه شير از آنجا برايش مىآوردند . پنج شتر شيرى سفيد رنگ هم داشت كه يسار غلام او مىچرانيد با هفت شتر شيرى ديگر . نيز چهارپايان متعدد داشت از جمله هفت بز ، كه ام ايمن مىچرانيد و بقيه چوپان ديگرى داشت .
در العتبيه از مالك نقل شده است كه عمر بن خطاب شترانى از بيت المال خريد ، براى آنكه مردم در فصل حج با آن به مكه بروند و در برگشتن تحويل دهند .
( 2 )
داغگذارى بر چهارپايان
بخارى از انس روايت كرده است كه عبد الله پسر ( نوزاد ) ابو طلحه را نزد پيغمبر ( ص ) بردم كه تبرك كند ، حضرت را در حالى ديدم كه داغ آهن در دست ، شتران صدقه را داغ مىنهاد . در صحيح مسلم نوزاد را مادرش مىآورد كه پيغمبر ( ص ) در گوشش اذان بگويد . در طبقات ابن سعد « 1 » در احوال عكراش بن دؤيب تميمى ، از قول او مىآورد كه شتران صدقه را نزد
هامش
( 1 ) . ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 7 ، ص 53 .