( 1 )
اولين رايتى كه در اسلام بستند
در سال دوم هجرت ، پيغمبر ( ص ) عبيدة بن الحرث بن عبد المطّلب را به سريهاى فرستاد و رايتى برايش بست و اين ، نخستين رايت اسلام است و در همان موقع ، حمزه را هم به جانب ديگرى فرستاد و بعضى گويند : اين اولين رايت است . چون زمان تقريبا يكى بود ، مىتوان دو رايت را متوافق انگاشت . سراج گويد : نخستين رايتى كه در اسلام بسته شد ، از آن عبد الله بن حجش بود . سيوطى گويد : اولين رايتها در جنگ خيبر بسته شد و پيش از آن لوا بود . زرقانى در شرح المواهب گويد : با اين سخن ، تفاوت لوا و رايت روشن است .
در مورد اندازهء رايت ، ابو زرعه فزعى ( سپس تمالى ) گويد : يك ذراع در يك ذراع پارچه سفيد بوده است . پيغمبر ( ص ) به دو فرمود : اى ابا زرعه ، نزد قوم خودت برو و بگو هر كس زير رايت ابو زرعه بيايد ، در امان است .
( 2 )
نقش هلال بر رايت
در الاصابه ، در احوال سعد بن مالك ازدى آورده است كه بر پيغمبر ( ص ) وارد شد و حضرت براى او رايتى سياه بست با نقش هلال سفيد و نزد قوم خودش فرستاد . سعد بن مالك ( بعدا ) در فتح مصر حضور يافت و بازماندگانش همانجا هستند . اين ، اصل رسم هلال در رايت اسلامى است . صاحب وفية الاسلاف « 1 » گفته است كه نقش هلال بر منارهء مساجد بدعت است و ملوك عثمانى آن را از قياصره گرفتهاند و اصل آن چنين بوده كه وقتى فليپ پدر اسكندر ، با لشكرش بر بيزنطيه كه قسطنطنيه باشد تاخت ، اهالى شهر شبانه دفعش كردند و آن در وقت سحر بود و به همان مناسبت ، هلال را نقش رسمى علم خود قرار دادند و از آنها به قياصره و از قياصره به عثمانيان رسيد و اين با آنچه از الاصابه نقل شد ، منافات دارد .
( 3 )
رنگ رايات پيغمبر ( ص )
ابن اسحاق گويد : پيغمبر در جنگ بدر لواى خود را به دست مصعب بن عمير داد و آن لوا سفيد بود . در سنن نسائى و سنن ابو داود از جابر روايت شده كه لواى پيغمبر روز فتح مكه ، سفيد متمايل به زرد بود و بعضى هم گفتهاند : زرد خاكى بود . در مختصر السير آمده است كه لواى
هامش
( 1 ) . شهاب مرجانى ، وفية الاسلاف ، ص 380 .