تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهجرة إلى الحبشة ( مهاجرت به حبشه ) ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
دوازده تن در بار اول كه به مرور طى چهارده سال به 83 تن رسيده‌اند در آغاز راه نيازى به اطلاع و استجازه از فرمانرواى كل نداشته ، و اواخر هم كه مسلمين صاحب قدرت گرديدند و قريش و يهود را شكست دادند . مخالفت با آنان به صلاح دولت حبشه نبوده است ] . با وجود اهتمام قابل تقدير بج
Budge
، منابع اسلامى نام‌هايى چون « اصحم بن قاباز » و « ارماح » را تأييد نمىكنند . همچنين نظريهء فتحى غيث كه نجاشى اول « اصحمه » و پسرش « ارمحه » نام داشته تأييد نمىنمايند ، اما آن دو مدرك قديمى كه لقب نام « النجاشى اصحمة » در آن آمده به نظر حميد اللّه ساختگى است . « 1 » در هر حال اگر وجود يك فرمانرواى معاصر پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله در حبشه به نام
Ello mahas
ثابت شده ، محتمل است همان « اصحم » مذكور در منابع اسلامى باشد ، چون از منابع حبشه ، نام دقيق فرمانرواى حبشه در آن ايام به دست نمىآيد .

بازگشت جعفر و يارانش از حبشه

محقق وقايع مهاجرت از خود مىپرسد ، چرا جعفر و يارانش ، حدود چهارده سال در حبشه درنگ كردند ، خصوصا اينكه بيشتر مهاجران با مطلع شدن از هجرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله به مدينه ، به اين شهر بازگشتند مخصوصا بعد از پيروزى در جنگ بدر ، جماعت بزرگى باز آمدند . اما گروه كوچك همراه جعفر تا اوايل سال هفتم هجرى دقيقا تا روز فتح خيبر ، ( 628 ميلادى ) باقى بودند و روز فتح خيبر وارد مدينه گشتند و مشهور است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « نمىدانم براى فتح خيبر شادى كنيم يا باز آمدن جعفر ؟ » « 2 » و نيز معلوم نيست كه جعفر و يارانش براى كسب معيشت در حبشه چه كار
هامش
( 1 ) . حميد اللّه : الوثائق ، ص 31 . ( 2 ) . ابن هشام : السيرة النبوية ، 3 / 3 .