چيست ؟ باز اين سؤال ، پاسخ قانع كنندهاى ندارد . شك نيست كه چه بسا كاسبى و طلب معيشت مانع بازگشت اينان بود ، ولى چون از ايشان خواسته شد كه باز گردند ترديد به خود راه ندادند . پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله در اوايل سال هفتم هجرى عمرو بن اميه ضمرى را با نامهاى نزد نجاشى فرستاد كه مسلمان شده و ام حبيبه را به عقد پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله درآورد و مهاجران مسلمان را بازگرداند كه نجاشى هر سه كار را انجام داد و حتى به نيابت از پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله ، چهار صد دينار مهريه ام حبيبه را پرداخت . « 1 »
در همين جا كه تقريبا همه روايات طلب بازگرداندن مهاجران را از سوى پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله مىدانند ، روايت جعفر حكايت از اين دارد كه جعفر نزد نجاشى رفته و اذن خروج طلبيده است « و آن زمانى بود كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله در مدينه قد برافراشته و دشمنان خود را كشته بود . » نجاشى پذيرفت و توشه و اسباب سفر بازگشت به مهاجران داد . « 2 »
از اين روايت برمىآيد كه چه بسا بازگشت جعفر و يارانش بلافاصله بعد از جنگ بدر بود - كه پيغمبر دشمنان اسلام را كشته است - چرا كه در جنگ بدر بود كه شوكت قريش از بين رفت و نجاشى از پيروزى پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله در بدر خبر نداشت و اين ردّ گفتهء كسانى است كه مىگويند نجاشى از نتيجهء جنگ بدر خبر داشت . « 3 »
از جمله چيزهايى كه روايت مذكور منسوب به جعفر را تضعيف مىنمايد ، يكى مخالفتش با ديگر روايات است و ديگر منتهى شدن سندش به عبد اللّه بن جعفر كه خود
هامش
( 1 ) . ابن سعد : الطبقات ، 978 ؛ بلاذرى : الانساب ، 1 / 229 . مونتگمرى وات خبر دعوت پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله از نجاشى براى مسلمان شدن را تأييد نمىكند و فرستادن پيك از جانب پيغمبر به سوى نجاشى را براى تزويج ام حبيبه مىداند ( و شايد هم بازگشت مهاجران ) امّا دليلى براى ترديد و انكار خود در مورد اول نمىآورد .
( 2 ) . ابن كثير : السيرة النبوية ، 2 / 16 ؛ ذهبى : سير اعلام النبلاء ، 1 / 436 .
( 3 ) . واقدى : المغازى ، 1 / 120 .