الاصحم ملك الحبشه » « 1 » ، « النجاشى عظيم الحبشه » « 2 » « النجاشى الاصحم عظيم الحبشه » « 3 » . در نامههايى كه مىگويند نجاشى براى پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله نوشته ، يك جا خود را « النجاشى الاصحم بن ابجر » « 4 » و يك جا « النجاشى الاصحمه » « 5 » ناميده است . البته نام « اصحمه » در دو سند كه از نظر حميد اللّه ساختگى است ذكر شده « 6 » .
بايد دانست كه « اصحم » در عربى به معنى « بسيار سياه » « 7 » است و « ابجر » يعنى « بزرگ شكم ، يا كسى كه نافش بيرون زده است » « 8 » و هيچ يك دليل بر عظمتش نيست ، بلكه صفتى است ناستوده . [ البته عربها در ذكر عيوب جسمانى براى مرد عيبى نمىديدند و لقب اشتر و اعين و اعرج و الاصلع البطين و الثنع و احول و جاحظ و اعسر ، از اين قبيل است ] ضمنا بج
Budge
كه به تاريخ حبشه و ارتباط مسلمين با حبشيان پرداخته ، فهرستى از بيست و دو فرمانرواى حبشه ، در فاصله 600 و 970 ميلادى آورده كه نام هيچ يك « اصحم » نيست . « 9 » اما بج
Budge
سال حكومت آن اشخاص را ذكر نكرده « 10 » و چه بسا نجاشى اصحم ( معاصر پيغمبر ) از قلم افتاده باشد .
چنان كه در يكى از مراجع اجنبى آمده است ، نام نجاشى معاصر پيغمبر كه به معنى
هامش
( 1 ) . حميد اللّه : الوثائق ، صص 103 - 99 .
( 2 ) . همان ، ص 101 .
( 3 ) . حميد اللّه : الوثائق ، ص 103 - 105 .
( 4 ) . همان ، ص 5 - 104 .
( 5 ) . همان ، ص 7 - 106 .
( 6 ) . همان ، ص 31 .
( 7 ) . ابن منظور : لسان العرب ، 12 / 232 ، مادهء ص ح م .
( 8 ) . همان ، 4 / 39 ؛ مادهء ب ج ر .
( 9 ) .Budge , AHistory of Ethiopia , 072 - 962 . 1( 10 ) . همان ، 269 / 1 .