مهاجرت به حبشه را قبول كنيم « 1 » هر چند در آنها صريحا نام جعفر نيامد . آنچه مخصوصا ما را به پذيرفتن اين روايات وا مىدارد اين است كه مهاجرت جعفر را مشكل است در ايام محاصره و قطع رابطه بنى هاشم با قريش فرض كنيم ، همچنانكه بعد از رفع محاصره دليلى براى مهاجرت وجود نداشته است ، چنان كه بعضى از مسلمانان همچون زبير و غيره توانستند به تجارت شام نيز بروند « 2 » [ و قريش مانع آنها نشوند ] كه نشان مىدهد از سختگيرى قريش بر مسلمانان كاسته شده بود .
اشاراتى وجود دارد كه مفادش اين است : جعفر و يارانش پيش از سال دهم بعثت مهاجرت كردهاند . ابن هشام از قصيدهاى ياد مىكند كه ابو طالب براى نجاشى فرستاد و حمايت از جعفر و يارانش را درخواست نموده است . « 3 » همچنين بلاذرى اشاره مىكند كه ابو طالب هدايائى براى جعفر به حبشه مىفرستاد « 4 » و مىدانيم رحلت ابو طالب در سال دهم بعثت كمى پس از شكست حتمى ، قطع رابطه بين قريش و بنى هاشم بود . « 5 » با توجه به اين اخبار محقق ، گريزگاهى ندارد جز آنكه مهاجرت جعفر و يارانش را در اوائل سال هفتم بعثت ( برابر 616 ميلادى ) يعنى يك سال و چند ماه بعد از مهاجرت اول بداند .
از آنچه گذشت پيداست كه بىدقتى و اضطراب در روايات مهاجرت دوم نيز كم از اولى نيست ، چه به لحاظ تاريخى مهاجرت يا شماره و نام مهاجرين پيشتر گفتيم كه ابن اسحاق ، فهرستى اجمالى از مهاجران به حبشه به دست داده كه مهاجران اول شامل
هامش
( 1 ) . موسى بن عقبه : المغازى ، ص 66 ؛ ابن كثير : السيرة ، 2 / 5 - 6 ابن عبد البر الدرر . . . ص 39 ، البيهقى ، دلائل النبوة ، 2 / 285 ، و نيز مقالهء « مقاطعة قريش لبنى هاشم و بنى عبد المطلب » در مجلهء فى دراسات تاريخيه » ، رياض ، 1414 ، ج 1 ، ص 3 - 52 .
( 2 ) . الزهرى : المغازى ، ص 103 ؛ موسى بن عقبه : المغازى ، ص 100 ؛ البخارى : الصحيح ، 3 / 1421 .
( 3 ) . ابن هشام : السيرة النبوية ، 1 / 257 .
( 4 ) . بلاذرى : الانساب ، 1 / 198 .
( 5 ) . همان ، ص 236 .