دروغ بوده لذا فقط در جوار و پناه اشخاص سرشناس توانستند وارد شهر شوند ، اما ظاهرا سختگيرى قريش چنان بود كه بعضى از اينان نيز دچار شكنجه داغ كردن و تازيانه شدند . « 1 » و به ناچار مكه را ترك كرده ، دوباره به حبشه بازگشتند . « 2 »
مهاجرت دوم
بعضى محققان ترجيح مىدهند كه مهاجرت به حبشه يك بار ( و نه دو بار ) بوده است ، اما اخبار سيره ، دو مهاجرت را تأييد مىكند كه اوّلى در رجب سال پنجم بعثت و دومى مدتى بعد از بازگشت مهاجران نخستين مىباشد . « 3 »
مطالعهء با درنگ و دقت در اخبار مهاجرت ، كاوشگر را به اين حدس مىرساند كه پس از اشاره و توصيه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ، مهاجرت به طور مستمر بوده است ، اما اين مهاجرت مستمر شامل مهاجرت گروهى بزرگ است در يك فاصلهء نزديك كه بر رأس گروه اول عثمان بن مظعون و بر رأس گروه دوم جعفر بن ابى طالب قرار دارند و از اين جهت ، مهاجرت نام گرفته كه ما تا اينجا اخبار مهاجرت اول را بررسى كرديم .
حال سخن از مهاجرت دوم است .
آنچه اين نظر را تقويت مىنمايد كه مهاجرت دوم ادامهء جريان همان مهاجرت پيوسته بوده است ( با اين فرق كه عدهء قابل توجهى يكباره رفتهاند ) مورد تأييد منابع
هامش
( 1 ) . البيهقى : دلائل النبوه ، 2 / 291 .
( 2 ) . محمود شاكر : مع الهجرة ، ص 50 ؛ حمودى ، هجرة المسلمين ، ص 5 - 253 . آنچه در نظر محقق اين احتمال را قوىتر مىنمايد كه مهاجرت به طور متصل و مستمر بوده - نه منقطع و محدود به عدد خاص - مضمون عبارتى است كه در منابع آمده : « ثم تتابع المسلمون حتى اجتمعوا بارض حبشه » ابن اسحاق ، 226 ، ابن هشام 1 / 345 ؛ تاريخ الطبرى ، 2 / 331 ؛ الكامل 2 / 78 . و نيز ابن اسحاق از ام سلمه روايت مىكند : « فخرجنا اليها ( الحبشه ) أرسالا حتى اجتمعنا بها . » السير ، ص 213 .
( 3 ) . ابن سعد : الطبقات ، ج 1 ، صص 7 - 203 .