اين افراد به زودى توانستند با محيط جديد خو گرفته و خود را با آن هماهنگ سازند . پيش از اين ارتباطها و پيوندهاى تجارى فراوانى ميان حبشه و حجاز وجود داشت و رفت و آمدها ميان مردم آن دو كشور برقرار بود . بنابر اين ، بايد تصور كرد كه آنان كمابيش با زبان يكديگر آشنايى ولو مختصرى داشته و كسانى هم بودهاند كه كاملا زبان دو طرف را درك مىكردهاند . تصور اين كه بلال حبشى در مكه مىزيسته است ، نشان مىدهد كه از دو سوى ، دست كم بردگانى بودهاند كه به اسارت رفته و در ميان شهرى ديگر فروخته شدهاند و آنان زبان آن قوم را مىدانستهاند .
مهاجران در مدت اقامت ، به فعاليت اقتصادى اشتغال داشتهاند و چنان كه از برخى از اخبار تاريخى به دست مىآيد ، برخى از آنان به كار خريد و فروش در بازار مشغول بودهاند . بدون ترديد ، نجاشى هم كمكهايى در اختيار آنان گذاشته بود .
روايتى كه در دلائل النّبوه ( نوشتهء قوام السنه ) آمده ، مىگويد : نجاشى در جلسهاى كه مهاجران را احضار كرده بود ، خطاب به جعفر و يارانش گفت : « آفرين بر شما ! خوش آمديد ! آنچه شما را خوشحال مىنمايد و مشكل مسكن و مخارجتان را حل مىكند ، بر عهدهء من است » .
هزينهء مهاجران
هزينهء زندگى و مخارج جعفر و ديگر مهاجران يكى از مسائل حياتى و بسيار مهم آنان بود . مهاجران از دو سال تا پانزده سال در حبشه زندگى كردند و طبيعى است كه براى تأمين ما يحتاج خود نيازمند كار و فعاليت بودهاند . از اين كه امرار معاش آنان به طور دقيق از چه طريق بوده است ، آگاه نيستيم . بر اساس برخى از اخبار ، نجاشى كمكهايى به آنان كرده است . يعقوبى مىگويد : « مهاجران را نزد نجاشى مقام و منزلتى بود . او در پى جعفر فرستاد و از آنچه نياز داشت جويا مىشد » . ديگران هم نوشتهاند : نجاشى