دستور داد غذا و لباس به مهاجران بدهند . با اين وصف ، بعيد به نظر مىرسد كه نجاشى ساليان درازى مخارج آنان را تأمين كرده باشد . بلاذرى دربارهء شخص جعفر نوشته است تا وقتى ابو طالب زنده بود ، مخارج جعفر را تأمين مىكرد . پيامبر بعدها پس از پيروزى در جنگ بدر ، سهم جعفر و پاداش وى را جدا كرد ، اما اين كه آن را به حبشه فرستاد يا نه ، گزارشى نقل نشده است . اين هم ممكن است كه خانوادههاى ديگر مكه هم احيانا كمك هزينهاى براى فرزندانشان در حبشه مىفرستادهاند . در اين باره خبرى نقل نشده است . اما تأمين كنندهء اصلى زندگى آنان كار و تلاش خود آنان در حبشه بود كه از چگونگى آن آگاهى نداريم .
تنها خبرى كه دربارهء كار و فعاليت عبد الله بن مسعود در بازار حبشه در دست است ، ان است كه : بازارى در حبشه بود كه در آن خريد و فروش مىكردند ؛ عبد الله آنچه داشت برداشت و به تنهايى به بازار رفت . صاحب خانهء وى به او گفت : من مىبينم تو به تنهايى بازار مىروى ! تو را از مردى شرور كه در آنجاست و افراد غريب را مورد آزار و اذيت قرار مىدهد ، بر حذر مىدارم . عبد الله مىگويد : سپس نشانهء آن مرد را برايم گفت . هنگامى كه به بازار بدان نشانه او را شناختم خود را پشت سر مردم از وى مخفى مىكردم و از هر راهى كه مىرفت من از غير آن مىرفتم تا آنكه آنچه داشتم به دو دينار فروختم . يك لحظه دريافتم كه او بالاى سر من ايستاده است . دستم را گرفت و گفت : چه دارى ؟ به او گفتم : اگر آنچه دارم به تو دهم مرا رها مىكنى ؟ گفت چقدر دارى ؟ گفتم : دو دينار . گفت : بيشتر بده . گفتم ( متاعم را ) فقط به دو دينار فروختم . گفت : بيشتر بده . در اين لحظه ناگهان دو مردى كه روى تلّى بودند او را ديدند و به سوى وى پايين دويدند . وقتى مرد شرور آن دو نفر را ديد ، مرا رها نموده و فرار كرد ! صدايش زدم اين دو دينارت ! او گفت : من نيازى به آنها ندارم و آن دو مرد او
الهجرة إلى الحبشة ( مهاجرت به حبشه ) ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: محمد بن فارس الجميل
ص١٨٤