را دنبال مىكردند من نيز به نزد يارانم بازگشتم . « 1 »
از اين داستان مىتوان دريافت كه مهاجران حبشه كمابيش مشغول كار و فعاليت بودهاند .
زندگى جعفر در حبشه
اسما بنت عميس ، همسر جعفر بن ابى طالب كه بعد از شهادت او همسر ابو بكر و بعدها همسر امام على عليه السّلام شد ، از زنان بنام صدر اسلام است و گويد : زمانى كه در حبشه بوديم ، روزى جعفر به خانه آمد در حالى كه مىگريست . پرسيدم : تو را چه شده است ؟ گفت : در يكى از كوچههاى حبشه جوان تنومندى را ديدم كه از كنار زنى عبور مىكرد . ظرف آردى را كه همراه آن زن بود ، انداخت و باد آردها را پراكند . آنگاه آن زن بدان جوان گفت : تو را واگذار مىنمايم به روزى كه خداوند بر كرسى عدالت نشيند و حق ستمديده را از ستمگر بستاند !
گويا در اواخر سال سيزدهم بعثت يا اوايل سال اول هجرت بود كه خداوند پسرى به جناب جعفر بن ابى طالب عليه السلام ارزانى داشت . اين اولين فرزند جعفر و نخستين مولود مهاجران بود كه در كشور حبشه چشم به جهان گشود . جعفر عليه السلام نوزاد خود را عبد الله نام نهاد . از حسن تصادف ، چندى بعد ملكهء حبشه نيز وضع حمل نمود و پسرى به دنيا آورد . نجاشى ، جعفر عليه السلام را خواست و از او پرسيد : پسرت را چه ناميدى ؟ جعفر پاسخ داد : عبد الله . نجاشى نيز فرزندش را عبد الله ناميد . آنگاه اسما همسر جعفر ، شير دادن فرزند پادشاه حبشه را به عهده گرفت . بدين ترتيب ، عبد الله نجاشى با شير همسر جعفر بزرگ شد و رشد نمود . از
هامش
( 1 ) . دلائل النبوه بيهقى : 2 / 299 - 298