قابل توجهى از مسلمانان به حبشه مهاجرت نمودند . « 1 »
پيش از آنكه دربارهء انگيزههاى مسلمين براى مهاجرت به حبشه و بحث كنيم ، شايسته است كاوش كنيم چه علل و اسبابى به سوى انديشهء مهاجرت رهنمون شد .
چرا مسلمانان در مكه باقى نماندند ؟ آيا تصميم به مهاجرت بر اثر فشار زيادى بود كه بر بعضى وارد مىشد ؟ در حالى كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله در پناه خدا و حمايت عمش ابو طالب بود . « 2 » و از آن فشارى كه بر اصحاب وارد مىآمد در امان بود ، پس آيا مهاجرين همان ضعفاى مسلمين بودند كه نمىتوانستند از خود دفاع كنند و چارهاى غير از مهاجرت نداشتند ؟
در وسع تحقيق ما نيست كه به همهء اين سؤالها ، جواب كافى بدهيم ، اما طرح همين سؤالها كوششهايى را در جهت جستجوى جوابهاى قانع كننده رهنمون مىشود .
عللى كه منابع قديمى براى مهاجرت ذكر مىكنند همگى در نهايت وضوح است .
پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله بر آزارهايى كه اصحاب متحمل مىشدند ، دلش سوخت و آنان را به مهاجرت راهنمايى نمود . « 3 » بعضى از آن اصحاب نيز در آستانهء آزمون و لغزش بودند و حضرت در مهاجرت براى آنها مجال وسيعترى مىديد كه از تنگنا رهايى يابند . « 4 »
اما محققان جديد ، علل ديگرى پيشنهاد مىكنند كه چه بسا ضعيفترين توجيهات باشد ، مثلا مونتگمرى وات گويد : « از جمله علل توصيهء پيغمبر به اصحاب در مورد
هامش
( 1 ) . محمد بن سعد : الطبقات الكبرى ، ( بيروت ، 1968 م ، 1388 ه ق ، ج 1 ، صص 4 - 203 )
( 2 ) . ابن اسحاق : السير و المغازى ، ( ص 174 و 213 ) ؛ ابن هشام : السيرة النبوية ، ( 1 / 334 )
( 3 ) . ابن اسحاق : السير و المغازى ، ( ص 174 و 189 تا 193 ) .
( 4 ) . موسى بن عقبه : المغازى ، ( رباط ، 1994 م ، ص 66 ) ، ابن اسحاق : السير و المغازى ، ص 174 ؛ ابن هشام : السيرة النبوية ، 1 / 344 ؛ طبرى : تاريخ الرسل و الملوك ، تحقيق محمد ابو الفضل ابراهيم ، قاهره ، بيتا ، 2 / 331 .