مىگردانم او را از بندگان خاص و خالص خود ، اگر ندا كند آن بنده مرا ، در جواب او لبّيك گويم ، و اگر بخواند مرا اجابت كنم او را ، و اگر از من چيزى خواهد عطا كنم به او ، و اگر خاموش شود ، ابتدا كنم به خطاب كردن با او ، و اگر بد كند رحمت كنم به دو ، و اگر از من بگريزد و دورى نمايد من بخوانم او را ، و اگر باز به من روى نمايد قبول كنم او را ، و اگر در رحمت مرا بكوبد بگشايم بر روى او .
و آن كسى كه شهادت ندهد به اينكه نيست خدايى به غير من ، و مرا واحد و يگانه نداند ، يا به اين معنى شهادت بدهد ، و شهادت ندهد كه محمّد بنده و رسول من است ، يا به اين هم شهادت بدهد ، و شهادت ندهد كه علىّ بن ابى طالب خليفهء من است ، يا به اين نيز شهادت بدهد و شهادت ندهد كه امامان از فرزندان على بن ابى طالب حجّتهاى منند ، پس به تحقيق كه انكار كرده است نعمت مرا ، و خورد و كوچك و حقير شمرده عظمت مرا ، و كافر شده به آيات و كتابها و پيغمبران من ، آن بنده اگر قصد من كند و روى به من آورد در پرده شوم از او ( يعنى : اگر روى به درگاه رحمت من كند از او پنهان دارم رحمت خود را ) و اگر از من چيزى بخواهد آن را بر او حرام گردانم ، و اگر ندا كند مرا نشنوم نداى او را ، و اگر بخواند مرا و دعا كند مستجاب نكنم دعاى او را ، و اگر اميدوار شود به من ، نااميد گردانم او را ، و اين جزاى اوست از من ، و نيستم من ظلمكننده بر بندگان ، پس برخاست جابر بن عبد اللّه انصارى و گفت :
اى رسول خدا ! چه كسانند امامان از فرزندان على بن ابى طالب ؟ پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه : حسن و حسيناند دو سيّد و سرور و بهترين جوانان اهل بهشت ، بعد از ايشان سيّد و سرور عبادت كنندگان در زمان خود على بن الحسين ، بعد از او باقر محمّد بن على ، و زود باشد كه دريابى تو او را ، اى جابر ! پس هرگاه او را دريابى بخوان او را از من سلام ، بعد از او صادق جعفر بن محمّد ، بعد از او كاظم موسى بن جعفر ، بعد از او رضا على بن موسى ، بعد از او تقى محمّد بن على ، بعد از او نقى على بن محمّد ، بعد از او زكىّ
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 455
مساهمون: مير لوحى
ص٤٥٥