تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
شديد رسيد برادرش ابراهيم بن وليد بر تخت سلطنت متمكّن گشت ، پس مروان حمار به سرپنجهء قهر ، سرير حيات او درهم شكست و بر چهار بالش پادشاهى مربع نشست و مانند غاصبان سلف نام خود خليفه كرد [ و ] به اغتصاب حق اهل البيت عليهم السّلام پرداخت و آن گناه عظيم را علاوهء وزر و و بال چندين سالهء خود ساخت و چون دو سال بيشتر از استيلاى او گذشت ابو مسلم مروزى از براى رواج دولت بنى عبّاس خروج كرده نايرهء فتنه و فساد افروخت و بيشتر از آل اميّه خرمن حيات شيعهء اماميّه به آتش بيداد سوخت و باعث قتل شش امام معصوم عليهم السّلام گشت چنان كه از سياق كلام آينده به وضوح پيوندد . و چون تو را اين معنى معلوم گردد بايد كه چون ناكسان دين بر باد داده و كركسان به جيفهء دنيا افتاده كه همگى همّت ايشان مصروف است به پروردن تن و جمع كردن مال ، نابينا از ملاحظهء مآل نباشى تا در روز قيامت به ناخن حسرت چهرهء حال نخراشى ، و آيهء رفيعهء
مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى
« 1 » به زبان ايقان برخوانى و از مضمون آن غافل ناشده به مجرد چشم بستن و نظر پوشيدن خود را از معدودان
لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ *
« 2 » ندانى ، بلكه اگر توانى در كشور امر معروف و نهى از منكر پيشهء نوح پيغمبر اختيار كرده به تيشهء تأديب و سخاوت تأنيت حرف محبت آن سردفتر اهل طغيان كه بر لوح خاطر اعوجاج ماش ابلهان منقور است حكّ نمائى و لقمان صفت به معالجهء عليلان بيمارستان جهالت مشغول گشته [ بقاياى قولنج و لوغاذياى تشريب « 3 » ] سوداى محترقهء مودّتش كه مادهء داء الكلب عصيان است و سرمايهء گرفتارى به سلاسل و اغلال به زندان نيران از دماغ دل ايشان منفك سازى و
هامش
( 1 ) . سورهء اسراء آيهء 72 . ( 2 ) . سورهء نور آيهء 61 ، سورهء فتح آيهء 17 . ( 3 ) . در نسخهء اصل چنين نوشته شده « بقوقاياى قولنج و لوغاذياى تشريب » و ما نتوانستيم اين قسمت را بهتر از اين بخوانيم .