تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
مأمور ساخت ، پس ابو مسلم به حكم ابراهيم ، تبعهء خود را به سياه‌پوشى امر كرد ، فرمود كه اظهار مذهب خود نكنند و همين مىگفته باشند كه : ما خلق را به يكى از آل محمّد مىخوانيم و آن شقّى آل عبّاس را آل محمّد مىدانست ، در اواخر ماه رمضان سال صد و بيست و نهم بود از هجرت ، كه ابو مسلم خروج كرد ؛ نصر سيّار در آن وقت به جنگ جديع بن على از وى درمانده بود ، چون ديد كه ابو مسلم به دشمنى برخاست ، جديع را به مكر از ميان برداشت تا از آنجانب فارغ گشته به دفع ابو مسلم پردازد ، امّا چنان كه گفته‌اند :
چو تيره شود مرد را روزگار * همه آن كند كش نيايد به كار
اين تدبير باعث شكست او شده ، لشكر جديع با لشكر ابو مسلم يكى شده ؛ پس نصر تاب مقاومت نياورده بگريخت و چون به شهر رى رسيد بيمار شد ، پس او را در محفه نشانيدند و به ساوه رسانيدند ، در آن ديار مرضش اشتداد پذيرفته درگذشت ، و با يزيد و معاويه در قعر هاويه همنشين گشت .

باب ششم [ : در بيان وقايع بعد از نصر سيّار تا كشته شدن مروان حمار ]

در بيان مجملى از آنچه واقع شده است بعد از نصر سيّار تا كشته شدن مروان حمار چون ابو مسلم از گريختن نصر خبر يافت ، قحطبه را از عقب او روانه گردانيد ، آنگاه لشكرها به اطراف خراسان و خوارزم و ما وراء النّهر فرستاد تا تمام آن ولايت را مسخّر ساختند و در آن واقعات خلقى بىاندازه كشتند و در همان ايّام مروان حمار دانست كه ابراهيم بن محمّد بن عبد اللّه بن عبّاس ، به دعوت اهل خراسان فرستاده ، پس جمعى را به حميمه روانه گردانيد كه در آن وقت ابراهيم و برادران و خويشانش آنجا بودند تا ابراهيم را گرفته به حرّان بردند ، پس مروان او را در بند كشيد ، آنگاه برادران و
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 297 | مير لوحى