تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
امّا نزول جبرئيل در مادهء بنى عبّاس بر وجهى كه محمّد بن بابويه قمّى در « من لا يحضره الفقيه » آورده ، چنان است كه : « روى أنّه هبط جبرئيل عليه السّلام على رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فى قباء اسود و منطقة فيها خنجر ، فقال : يا جبرئيل ! ما هذا الزىّ ؟ فقال : زىّ ولد عمّك العباس ، يا محمّد ! ويل لولدك من ولد عمّك العباس ، فخرج النبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم إلى العبّاس فقال : يا عمّ ! ويل لولدى من ولدك ! فقال : يا رسول اللّه ! فأجبّ نفسى ؟ فقال : جرّ القلم بما فيه ! » يعنى : « جبرئيل عليه السّلام فرود آمد به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم [ و پوشيده بود قباى سياهى و كمربندى و بر آن كمربند خنجرى بود ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ] فرمود كه : اى جبرئيل ! ، اين چه پوشش است ؟ گفت : پوشش فرز [ ند ] ان عمّت عبّاس ، يا محمّد ! واى بر فرزندان تو از فرزندان عمّت عبّاس ! پس بيرون آمد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و با عبّاس گفت كه : اى عمّ ! ، واى بر فرزندان من از فرزندان تو ! عبّاس گفت : يا رسول اللّه ! آيا من قطع كنم نفس خود را ؟ پيغمبر فرمود كه : جارى شد قلم تقدير به آن . » گوئيا جبرئيل عليه السّلام به آن زىّ و پوشش از آن جهت به حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نزول نمود كه بعد از آنكه آن حضرت [ از آن زىّ و پوشش ] سؤال نمايد ، آن جناب را [ به اين تقريب ] خبر دهد كه : بنى عبّاس بر اولاد اطهار آن سرور ظلم‌ها خواهند كرد . باز نواصب از غايت شقاوت ، افترا زدند بر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در تعريف ابو مسلم مروزى و خلفاى بنى عبّاس ، چنان كه مىگويند كه : « روزى از روزهاى حرب صفّين ، امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه : « وا ابا مسلماه ! » يعنى : « ابو مسلم كجاست » ؟ محمّد بن الحنفيّه گفت : وى در آخر صفوف است ، فرمود كه : اى فرزند ! مراد من ابو مسلم خولانى نيست ، مقصود من صاحب جيش ماست كه از جانب مشرق با رايات سياه بيرون آمده و چندان محاربه كند كه خداى تعالى به واسطهء وى حق را در مركز خود قرار دهد ، خوشا وقت آنها كه با وى موافقت نموده در اعلاى دين