تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
و به صحّت رسيده كه چون ابراهيم بن محمّد بن على بن عبد اللّه بن عبّاس ، ابو مسلم مروزى را به دعوت خراسان فرستاد ، مروان ، ابراهيم را كشت [ و ] خلافت بر سفّاح قرار گرفت و چون سفاح هلاك شد ، برادرش ابو جعفر دوانيقى بر جاى او نشست ، و با آنكه در بيعت محمّد بن عبد اللّه بن حسن مثنّى بود ، محمّد را با برادرش ابراهيم به قتل رسانيدند ، پس حقيقت آنچه آن حضرت فرموده بود ، ظاهر گرديد . ديگر روايت است از داود رقّى كه گفت : در زمان خلافت ابو جعفر دوانيقى نزد امام جعفر عليه السّلام رفتم و گفتم : جانم فداى تو باد ! عدد طهارت چند است ؟ آن حضرت فرمود كه : آنچه خداى تعالى واجب گردانيده يكى ، و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يكى به آن اضافه كرده ، و هر كه به سه آب وضو كند ، او را نماز نباشد ، من با آن حضرت در اين سخن بودم كه داود رزين درآمد و در گوشه‌اى بنشست و از آن حضرت پرسيد آنچه من پرسيده بودم ، آن حضرت فرمود كه : تو را به سه آب وضو بايد كرد و پاى بايد شست و اگر از آن كم كنى تو را نماز نيست ، داود رقّى گويد كه : لرزه‌اى بر من افتاد و نزديك بود كه شيطان بر من دست يابد ، و رنگم [ تغيير ] كرده بود ، آن حضرت به جانب من نگاه كرد و فرمود كه : اى داود ! ساكن باش ! كه اين كفر است ، من بيرون رفتم ، و داود رزين در جوار بستان ابو جعفر دوانيقى بود ، و با ابو جعفر گفته بودند كه : داود رزين رافضى است ، و نزديك جعفر بن محمّد الصّادق مىرود ، ابو جعفر گفته بود كه : معلوم مىكنم كه او همچون جعفر بن محمّد وضو مىكند ، اگر چنان وضو بكند او را بكشم ، پس در جائى پنهان شد و چون داود به وضو ساختن مشغول گرديد ، ابو جعفر مىديد و داود رزين را معلوم نبود كه او آنجا پنهان است ، پس به سه آب وضو كرد ، چنان كه حضرت امام عليه السّلام فرموده بود [ و پاىها شست ] ، ابو جعفر بيرون رفت و هنوز به نماز نايستاده بود كه فرستادهء ابو جعفر رسيد و گفت : خليفه تو را مىخواند ، داود رزين روى به مجلس ابو جعفر گذاشت ، از داود رزين منقول است كه : چون به نزديك ابو جعفر