تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
هيچ ساحرى و كاهنى ، بلكه دعا مىكنيم ، حقّ تعالى قبول مىفرمايد ، اگر مىخواهى دعا كنم تا تو را سگى گرداند ، اعرابى از سر جهد گفت : بلى ! حضرت امام عليه السّلام دعا فرمود ، آن اعرابى در زمان به صورت سگى شد ، و چون متوجّه منزل خود گرديد ، امام عليه السّلام شخصى از پى او فرستاد ، او مىرفت تا به منزل خود رسيد ، اهل خانه عصا برداشتند و او را بزدند و بيرون كردند ، آن سگ برگشت و به نزد آن حضرت آمد ، و در خاك مىغلطيد و نعره مىزد ، امام عليه السّلام را بر او رحم آمد ، دعا فرمود تا اعرابى به شكل خود برگشت . ديگر ، منقول است كه : وقتى جماعتى از بنى هاشم در موضعى گرد آمدند ، و در ميان ايشان بود ابراهيم بن محمّد بن علىّ بن عبد اللّه بن عبّاس ( كه آخر او را « ابراهيم امام » گفتند ، و ابو مسلم را با جماعتى به دعوت خراسان فرستاد ) و برادرش ابو العبّاس كه ملقب شد به « سفّاح » ، و برادر ديگرش منصور كه او را « ابو جعفر دوانقى » گفتند ، و عمّ ايشان صالح بن علىّ بن عبد اللّه بن عبّاس ، و عبد اللّه بن حسن مثنّى ، و پسران او محمّد بن عبد اللّه و ابراهيم بن عبد اللّه ، پس در آن هنگام ، با محمّد بن عبد اللّه بن حسن مثنّى بيعت كردند و كس به طلب حضرت امام جعفر عليه السّلام فرستادند كه شايد آن حضرت نيز بيعت كند ، چون حضرت امام عليه السّلام حاضر گرديد ، عبد اللّه بن حسن آن حضرت را در پهلوى خود جاى داد ، پس آن جناب سبب اجتماع پرسيد ، باعث فراهم آمدن و با محمّد بيعت كردن و آن حضرت را طلب داشتن باز نمودند ، امام عليه السّلام فرمود كه : اين امر بر او قرار نمىگيرد و دست بر كتف ابو العبّاس سفّاح زده و فرمود كه : « بلكه بر اين و برادر و فرزندان برادرش قرار خواهد يافت » ، و با عبد اللّه بن حسن گفت كه : پسران تو ، محمّد و ابراهيم كشته خواهند شد . و اين حكايتى است مشهور ، و اكثر علماى شيعه و جمهور به اندك اختلاف عبارتى در مؤلّفات خود ايراد نموده‌اند .