سير و تواريخ نيز همين است كه آن حضرت در سال هشتاد و سيّم از هجرت فضاى جهان را به نور وجود [ فائض الجود خويش ] منوّر گردانيد .
شهادت آن جناب در شوّال سال صد و چهل و هشتم بوده .
مدّت عمر گرانمايهاش شصت و پنج سال و چند ماه .
مدّت امامت و خلافتش سى و چهار سال .
كنيتش ابو عبد اللّه و ابو اسماعيل است ؛ و القابش بسيار است ، از آن جمله :
صادق ، و صابر ، و فاضل ، و طاهر است .
و آن حضرت را به روايت شيخ مفيد و شيخ طبرسى ده فرزند بوده : حضرت امام موسى [ كاظم ] عليه السّلام ، و اسماعيل ، و عبد اللّه ، و اسحاق ، و محمّد ، و عبّاس ، و على ، و امّ فروه ، اسماء و فاطمه .
فصل در ذكر مختصرى از فضائل آن سرور مرضيّة الخصائل
مروى است از مفضّل بن عمر كه او گفت : همراه آن حضرت بودم ناگاه به زنى رسيديم كه گاوى مرده در پيش او افتاده بود و او با اطفال خود نشسته مىگريستند ، امام سبب گريه را پرسيد ، آن ضعيفه گفت : معاش من و اطفال من از شير اين گاو بود اكنون مرده است ، امام عليه السّلام فرمود : مىخواهى كه حقّ تعالى اين گاو را زنده گرداند ؟
آن زن گفت : با من افسوس مىكنى ؟ امام دعا فرمود و پاى مبارك بر آن گاو زد ، در حال زنده شده برخاست ، آن زن گفت : به حقّ خداى كه تو عيسى بن مريمى .
ديگر روايت است كه روزى آن حضرت دعا فرمود ، در زمان ، درخت خشك سبز شد ، و حضّار خرما از آن درخت خوردند ، اعرابىاى حاضر بود ، گفت : هرگز سحرى از اين بزرگتر نديدهام ، آن حضرت فرمود : ما ورثهء انبيائيم ، نيست در ميان ما