صلاحيّت او ؛ بازهم در انزواى مردمى و فقر و تهى دستى شديد آنچنان كه عبارات مقدّمهء « كفاية المهتدى » مىرساند بوده باشد ؟
تذكّر ! !
اين مقدمه به صورت ناقص انجام گرفت « 1 » ، و مطالب بسيار ديگر در نظر بود « 2 » كه
هامش
( 1 ) . از فصل اخير اين مطالب ( متأسّفانه ) ناگفته ماند :
فصل دوّم : دلائل خارجى بر اين تحريفها .
فصل سوّم : سخنان علاقهمندان مرحومين مجلسيين كه از اين سخنان تحريفى بر ضد مرحوم مير لوحى موجب انتقاد او قرار دادهاند و سخنان كسانى كه بر عكس اين سخنان را راهى بر انتقاد مرحومين مجلسيين باز كردهاند و اشكالات به آنها .
فصل چهارم : حلّ اين موضوع به طور كلّى كه آيا وجود نقض و ابرام و حملات علمى در كتب ، حكايت از عيب گوينده مىكند يا نه و ذكر مواردى از آن و حلّ كلّى اين مسأله .
( 2 ) . اين مطالب سه قسمت مىباشد :
« الف » مطالبى كه حضرت والد - اطال اللّه عمره الشّريف بالصّحّة و العافية - در نظر شريفشان بوده در اين كتاب آورده شود و در عين حال هيچ جا منعكس نشده ، كه امّيدواريم با صحّت و بهبودى حضرت ايشان بتوانيم از بركات علمى معظّم له بيش از پيش بهرهمند شويم .
« ب » مطالبى كه معظّم له يادداشت و فيشبردارى كردهاند ولى به مرحلهء تنظيم و استفادهء در كتاب نرسيده .
« ج » مطالبى كه در قسمتهاى مختلف همين مقدّمه اشاره و وعده داده شده كه بعضا در جاى خود آمده .
ما ضمن دعاى خير و استدعاى عاجزانه از حضرت ربّ الارباب براى بهبودى هر چه زودتر براى ايشان ، مجملا از سه قسمت مطالب بالا به يك نمونه از يادداشتها اشاره مىكنيم :
قرائن خارجى 1 - آنچه از طرفدارى مرحوم مجلسى اول از صوفيّه است در اوائل امر او بوده چنانچه در « اعتقادات » فرزندش و اين زمان تدوين رسائل در نصرت مرحوم مير لوحى است كه حدود سنهء 1040 و سنهء 1030 و اگر مرحوم مير لوحى در زمينهء معارضه بود در اين كتابها منعكس مىشد و اقلا در كتاب « سلوة الشيعة » كه در خصوص ردّ صوفيّه است و هم اول كتاب سخن از مجلسى اول و طرفدارى او از صوفيّه ذكر شده