هامش
و هم سخن از علمائى كه بر ردّ صوفيّه فتوى و سخنى داشتهاند و هم سخن از مرحوم مير لوحى و معارضهء او با اتباع ابو مسلم - چنانچه اينچنين درگيرى كه در كتاب « كفاية المهتدى » هست با مجلسى در زمينهء تصوّف حقيقت داشت ذكرى از آن مىشد .
2 - در كتاب « اصول العقائد » اثرى و سخنى در اين زمينه نيست با اينكه از كتاب « كفاية المهتدي » نقليّات دارد .
3 - اگر چنين معارضهها بين مرحوم مير لوحى و بين مرحومين مجلسيين بود با عرق حميّت بين اولاد طرفين مثلا مرحوم مير محمد هادى صاحب « اصول العقائد » و بين امام جمعه هادى بعد از مرحوم مجلسى كه همه از اولاد او تا آخر زمان قاجاريّه بودند اثر آن اقلا كمى ديده مىشد ، در صورتى كه نه در « اصول العقائد » به كلّى اثرى هست و نه امام جمعهها كه قسمتى از آنها با كمال احترام از مرحوم مير لوحى در وقفنامهء خانهاش حاشيه و امضاء كردهاند و همچنين عدهء زيادى از بزرگان آن زمان .
4 - كسانى كه مخاصمهء بين آنها را نقل كردهاند تنها از طريق همين كتاب است كه يا صريحا ذكر كردهاند و يا با نام مير لوحى به طريقى كه در اين كتاب است كه معلوم مىشود از اين كتاب نقل كردهاند .
5 - نقل اين مخاصمات از علمائى كه زمان مير لوحى را درك كردهاند نشده كه معلوم مىشود پس از درگذشت او مدّت زمانى بعد اين تحريفات آمده است و تنها سند آن همين كتاب تحريف شده است .
6 - تنها سند طول حيات مرحوم مير لوحى تا سنهء 1082 و يا سنهء 1083 چيزهائى است كه در اين كتاب تاريخگذارى شده ، در صورتى كه ما قرائن و دلائلى قبلا براى تولّد و وفات او ذكر كرديم كه نشان مىدهد تولّد او حدود سنهء 990 بوده و وفات حدود سنهء 1065 تا اكثرا سنهء 1070 كه با فوت مجلسى دوم به هم نزديك بوده و اين مدت عمر و زمان وفات نه با معارضهء مجلسى دوم كه زمان اوائل عمرش بوده چون تولدش سنهء 1035 است و نه با تاريخهاى مذكور در « كفاية المهتدى » و نه با معارضهء كتابهاى « الرجعة » مجلسى و يا « اعتقادات » ، با هيچ يك سازگار نيست چون تاريخ تدوين « اعتقادات » در « الذريعة » سنه 1087 نوشته و كتاب به نام شاه سليمان صفوى نوشته كه بعد از پدرش شاه عباس ثانى متوفى سنهء 1078 به سلطنت رسيد و در سنهء 1105 و يا سنهء 1106 فوت كرد چنانچه در « الكنى و الالقاب » ذكر شده و مرحوم مير لوحى در آن زمان حيات نداشته .
7 - شيخ حرّ عاملى نام مجلسى اول را در « امل الآمل » آورده مىگويد :
« كان من المعاصرين »
و نام مير محمد زمان كه « صحيفة الرّشاد » را در تأييد مير لوحى نوشته در همين « امل الآمل » ذكر كرده ،