علماء و عدول فضلاء ، فتواها و رسالهها نوشتند ، چنان كه صاحب رسالهء « خلاصة الفوائد » و رسالهء « ايقاظ العوام » ذكر بعضى از آن كردهاند و بيشتر آن فتاوى و رسائل را فقير ديدهام ، و اكثر آن كسانى كه در تعصّب ابو مسلم كوشش مىنمودند ، به حال ناخوش مآل آن دشمن حيدر و آل ، شناسا گرديدند ، و زبان اعتراض در كام كشيدند ، يكى از زرّاقيه سر از جايى برداشت و همّت بر تعصّب ابو مسلم بگماشت ، به سبب آنكه عطّار در كتاب « مظهر العجائب » تعريف او كرده ، بيتى در صفت او گفته است ، ظاهرا آن سيّد گفته باشد كه :
عطّار معصوم نيست ، و بر بطلان جماعتى كه دعواى مكاشفت او مىنمايند گفته : امثال اين غلطها كافى است ، و حال آنكه او بسيار كسى را از مخالفان و ملحدان مانند سفيان ثورى و حلّاج و غير ايشان تعريف كرده كه تعريف ايشان هيچ دخل به تقيّه هم ندارد و پر ظاهر است كه مردم ديندار به سخن عطّار با اين طور كسان كه قدماى علماى شيعه و دانايان علم رجال ايشان را مذمّت بسيار كردهاند ، هرگز دوست نخواهند شد .
چه گويم ؟ كه اين فريبندگان و فاسقان و هواداران و مريدان احمق ايشان ، با او چه دشمنيها ورزيدند ، و در هر جا كه بودند به چه تقريب حرف او به ميان مىآوردند و چه مزخرفات به قالب مىزدند ، و طرفه اين است كه با وجود آنكه دعواى كشف و كرامات مىكردند و لاف دانستن غيب مىزدند ، اگر يكى از ايشان از روى عداوت يا شخصى غير ايشان از براى آنكه تماشايى كند يا به واسطهء آنكه ابطال دعوى ايشان نمايد و بر عالميان ظاهر سازد كه
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 154
مساهمون: مير لوحى
ص١٥٤