تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
ايشان در دعواى مكاشفه بر باطل و كاذب‌اند با بعضى از ايشان مىگفت كه : فلان سيّد ، حلّاج يا سفيان ثورى را مثلا لعنت مىكند ( قطع نظر از جهل و نادانى ايشان كرده كه ملعون و مرحوم را از هم نمىشناختند و فرق ميان مردود و مقبول نمىكردند ) اين قدر نمىيافتند كه آن سخن غلط است و افتراء ، في الحال يكديگر را خبر كرده به در خانهء بعضى از ارباب مناصب مىدويدند و خود را رسوا و فضيحت گردانيده ، خوار و خجل و شرمنده و منفعل بر مىگرديدند ، و با اينكه از بس افتراء مىزدند و هر روز يكى از پيران خود را از زبان او « 1 » به ملعونيّت شهرت مىدادند . از اواخر سال هزار و پنجاه و يكم تا به اين زمان كه اواسط سال هزار و شصتم « 2 » است مؤمى اليه « 3 » از براى فارغ بودن از درد سر و بسته شدن دهان آن مفتريان از خدا بىخبر ، شيطان را اگر نام برد لفظ لعين با اسم او قرين نمىسازد ، و بعد از آشاميدن آب ، يزيد بن معاويه و آل زياد بن أبيه را لعنت نمىكند ، و نوعى نمىنمايد كه عبارت لعنت كسى از او بشنود ، هنوز اين فاسقان كذّاب و حيلت گران مرتاب ، ترك افتراء زدن و ژاژخاييدن نمىكنند ، و به هرجا كه مىرسند و به هر خانه كه به آش‌مالى مىروند ، در خبث و غيبت و افتراء و تهمت مىگشايند كه شايد سفيهان را به اين طريق با او دشمن كنند ، و ناخوشى طينت و زشتى طبيعت خود را ظاهر
هامش
( 1 ) . يعنى : مرحوم مير لوحى . ( 2 ) . از اينجا تاريخ تأليف كتاب « سلوة الشيعة » معلوم مىشود ، چنانچه در كتاب « الذريعة » اشاره كرده . ( 3 ) . يعنى : مرحوم مير لوحى .