غصب كردند فساق و كفار را اين در نظر افتاد و اين عرصه بر منافقان فراخ شد و شبهه در ميان خلق بر قطب ضلالت بماند و ضعفاى اسلام گفتند كه اگر اين نوع مجوز و مرخص نبودى صحابه كه صدر اول بودند از مهاجر و انصار و صاحب عريش رسول بودند و مستمعان تأويل و تنزيل قرآن از رسول صلّى اللّه عليه و آله در اين فعل ابتداء نكردندى .
و ايشان قوت دفع شبهه نداشتندى و مهاربت آن نه و از قرآن ايشان را ثمره حظى و تصديق نبوده و الّا معلوم ايشان بودى كه چون حكم ظلم از اولاد انبياء بر انبياء و اولياء واقع شد چنان كه قابيل بن آدم برادر خود را ( من قبل الاب و الام ) هابيل بكشت از حسد كه بر وى داشت و اولاد يعقوب يوسف را در غيابت الجب انداختند و مره ثانيه بدراهم معدودة بفروختند و هم كنعان بن نوح و ساير بنى اسرائيل بعضى بر بعضى ظلم كردند ، و زن نوح و لوط كافر شدند .
و به ضرورت اين غدر و ظلم نه براى انسانيت يا به قرابت و اخوت بود :
أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
( نساء 57 ) حسد مىبردند مردم را بر آنچه خداى داده ايشان را از فضل خود پس اين غدر و ظلم و قتل از اولاد مشركان كه ايام ايشان به طاعت لات و عزى سالها گذشته بود و شرك و كفر ايشان را چون عادتى و جبلتى شد امكن و اجوز و اولى و اجزى خاصه كه اظهار اسلام از براى رهبت شمشير امير المؤمنين بوده يا رغبت به خلافت و امامت چنان كه در دنيا به مقصود رسيدند « اذهبتم طيباتكم فى حياتكم الدنيا » ببريد خوشيهاى خود را در زندگى دنيا .
و مورخان و جمعى كه با ايشان مخالطه دارند اين باب نيكو دانند الّا آنكه جماعتى در رتبهء ضلالت نشو و نما يافتهاند و حب اتباع طريقه آباء كه « انا وجدنا آباءنا على امة » با تتبع سواد اعظم كه آن علامتى است من الضلالة كما قال تعالى :
وَ لَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ
« مائده 100 » و اگر تعجب آرد تو را بسيارى خبيث و قال تعالى :
وَ لكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ
( زخرف 78 ) و ليكن اكثر ايشان مر حق را كارهانند .
يا خذلان الهى دارند براى ترك استعمال عقل :
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا
( عنكبوت 69 ) آنان كه مجاهده كنند در راه ما هرآينه هدايت كنيم ايشان را به راه خود و قال تعالى :
إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً
( كهف 12 ) و آنان كه ايمان آوردند به پروردگارشان و زياده كرديم بر ايشان هدايت را كه ايشان مىدانند و مىخوانند و استماع مىكنند ليكن توفيق اعتقاد ندارند بدان :
سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ *