روزى شيخى گفت : يا على أنا احبك و اتولى عثمان فقال عليه السّلام له الآن انت أعور فاما ان تعمى و اما ان تبصر « 1 » . يا على من تو را دوست مىدارم و تولى دارم به عثمان پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام گفت اين زمان تو يك چشمى يا كور يا بينا .
و چون بشنوند كه شيعه گويند « اللهم العن ظالمى آل محمد » خدايا لعنت كن بر ظالمان آل محمد برنجند و گويند لعنت حرام است تسبيح اولى است از لعنت كردن و اين جمله لعنت هر شيعه و معتزله كنند .
و چون نام حسن و حسين برند جهت تحقير الف و لام طرد كنند و چون نام حسن بصرى برند با الف و لام گويند براى آنكه حسن بصرى از جملهء دشمنان خاندان رسول بود .
روزى گفت : ان عثمان قتله الكفار و خذله المنافقون . بدرستى كه عثمان را كفار كشتند و منافقان او را خوار كردند و هم او گفت : لم يكن بالمدينة يوم قتل عثمان الا قاتل او خاذل ؟ نبود در مدينه روزى كه عثمان را كشتند مگر كشنده يا خواركننده و جمله مهاجر و انصار را بكفر و نفاق منسوب كرد .
حاصل كه اگر ايشان را محبت بودى اين عداوت نبودى و ناچار كه دوست دوست دوست بود اينجا بر عكس است و حسن بصرى از على و حسن و حسين تخلف كرد و به واقعهء حسين عليه السّلام چون وقوف يافت با قتيبة بن مسلم و لشكر حجاج به خراسان رفت .
و گويند در ديار عرب شهريست نام آن شهر قرطبه در شب عاشورا جوانان آن شهر سر گاوى يا خر مردارى بدست آرند و بسر نيزه كنند و خلق در دنبال آن سر افتند با دف و چنگ و انواع ملاهى و رقاصان رقص مىكنند و مغنيان غنا مىگويند و بر در خانهها گردند و در آن شب طعامهاى گوناگون و حلواها و قطابها سازند از براى تبرك و شادى و آن سر را تشبيه كنند به سر حسين عليه السّلام و بدان طرب شادى كنند و گويند « يا سنى المردبسة اطعمنا المطنفسة » اى سنى مردبسه طعام دهد ما را به قطايف اين عبارت بود .
و اين مشهور است كه سنيان عراق و خراسان روز عاشورا سرمه در چشم كشند و هفت دانه پزند و طعامهاى مختلف سازند و زينت مزخرفات دنيا مردان و زنان ايشان كنند و پوشند و اين است دوستى كه شنيدى كه روز قتل خاندان ايشان را روز فرح و شادى
هامش
( 1 ) - صراط المستقيم 3 / 74 با اندك اختلاف .