گريه بلند كرد واين چند بيت فروخواند :
يا أهل يثرب لا مقام لكم بها * قتل الحسين فادمعى مدرار « 1 »
الجسم منه بكربلاء مضرّج * والرّأس منه على القناة يدار « 2 »
واز آن پس گفت : اين است امام علي بن الحسين با خواهران وپردگيان آل على بيرون مدينه تشريف قدوم ارزانى داشته است ومن از جانب أو به سوى شما شدم .
لباس سوگواران پوشيد وزي أو گراييد .
مرد وزن مدينه آسيمهسر سر وحيران ، موى كنان ومويه كنان بيرون دويدند وغوغاى عظيم برخاست . گفتى كه روز وفات رسول خداست . دختركى بر امام حسين بن علي نوحه مىكرد واين بيتها مىخواند :
نعى سيّدى ناع نعاه فاوجعا * وامرضنى ناع نعاه فافجعا « 3 »
فعينىّ جودا بالدّموع واسكبا * وجودا بدمع بعد دمعكما معا « 4 »
على من دهى عرش الجليل فزعزعا * فأصبح هذا المجد والدّين اجدعا « 5 »
على ابن نبىّ اللّه وابن وصيّه * وان كان عنّا شاحط الدار اشسعا « 6 »
وچون آن جمع به خدمت امام علىّ بن الحسين فرا رسيدند ، امام از سراى پرده بيرون شد وأشك از ديدگان أو روان بود ومردم از هر سوى بدو تعزيت مىگفتند وتسليت مىدادند وبر آن خطب « 7 » عظيم ومصيبت محرق ، بسى سوگوارى ونوحه
و
هامش
( 1 ) . اى مردم مدينه ! ديگر در شهر نمانيد ، حسين كشته شد وأشك من چون باران ريزان است .
( 2 ) . پيكر پاكش در زمين كربلا در خون غوطهور است وسر مباركش بر بالاى نيزه گردانده مىشود .
( 3 ) . خبر غمبار شهادت مولايم را خبردهندهاى رساند ودلم را به درد آورد ومرا رنجور وبيمار كرد .
( 4 ) . اى اشكها از دو ديدهء من بسيار أشك ريزيد وبسيار بگرييد .
( 5 ) . براي آن كس كه مصيبت أو عرش خدا را به لرزه انداخت واز شهادت ديانت وعظمت نقصان يافت .
( 6 ) . أشك بريزيد بر فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم وفرزند علي بن أبي طالب وصى أو اگر چه از ما بسى دور افتاده است .
( 7 ) . امر مهم ، اتفاق ناگوار