ما خطّ في اللّوح لدى الديّان * لا تجزعي فكلّ حىّ فان « 1 »
والصّبر احظى لك بالأمان « 2 »
وبسيارى بكشت تا كشته گشت . پسر أو خالد پيش تاخت واين رجز خواند :
صبرا على الموت بنى قحطان * كيما تكونوا في رضى الرّحمن « 3 »
يا أبتا قد صرت في الجنان * في قصر ربّ حسن البنيان « 4 »
وبسيارى بكشت وكشته گشت .
سعد بن حنظلة التميمي « 5 » پيش تاخت وگفت :
صبرا على الأسياف والاسنّة * صبرا عليها لدخول الجنّة « 6 »
عمر بن عبد اللّه مذحجى پيش تاخت وگفت :
قد علمت سعد وحىّ مذحج * انّى لدى الهيجاء « 7 » ليث محرج « 8 »
أعلو بسيفي هامة المدجّج « 9 » * واترك القرن « 10 » لدى التعرّج « 11 »
هامش
( 1 ) . آنچه در لوح عمل تو رقم خورده واكنون نزد خداوند قهّار است وزارى مكن كه همگان نيست شدنىاند .
( 2 ) . وصبر وشكيبايى در برابر دشواريها ، شيرينتر وامانبخشتر است .
( 3 ) . اى قبيلهء بنى قحطان ! بر مرگ پايدارى ورزيد تا مورد خشنودى خداى رحمان قرار گيريد .
( 4 ) . اى پدر ! اكنون به بهشت وبه قصر محكم واستوار پروردگار خود درآمدى .
( 5 ) . در نسخهاى از اللهوف : حنظلة بن سعد الشبامى آمده است . در بعضي منابع تاريخي از جمله مناقب ابن شهرآشوب اين دو اسم ، از يك شخص گفته شده ولى ظاهرا چنين نيست . زيرا سعد بن حنظله از بنى تميم ساكن شمال حجاز وحنظلة بن سعد شبامى از عربهاى جنوب بوده است ونمىتواند يكى باشد . ر . ك : اللهوف ص 164 . 237 . اسنّه : جمع سنان سرنيزه
( 6 ) . بر زخم شمشيرها وسرنيزهها صبور باشيد وشكيبا مانيد تا به بهشت درآييد .
ر . ك : تاريخ طبري ج 3 / 329 ؛ مقتل الحسين خوارزمي ج 2 / 24 ؛ بحار الأنوار ج 45 / 23 ؛ وقعة الطف ص 235 .
( 7 ) . جنگ
( 8 ) . قبيله بنى سعد وبنى مذحج مىدانند كه در جنگ چون شيرى هستم كه عرصه را بر همگان تنگ كرده است .
( 9 ) . هامه : سر ، مدجّج : پوشيده در سلاح
( 10 ) . هماورد ، حريف
( 11 ) . شمشير خود را بر سر دشمن زره پوشيده فرود مىآورم وچون بازمىگردم ، حريف را رها مىكنم .