هدف از نامه چه بود ؟ !
شيوهء نو و استوار در تفسير آيات قرآن مجيد كه هم اكنون مورد توجه و عنايت محققان و دانشمندان عصر حاضر است ؛ اينكه ابهام و اجمال آيهاى را كه دربارهء موضوعى وارد شده ، با آيهء ديگرى كه در مورد همان موضوع نيز وارد شده ، ولى از نظر دلالت روشنتر از اولى است ، بر طرف سازيم و به اصطلاح آيه را به كمك آيهء ديگر تفسير كنيم .
اين روش ، اختصاص به تفسير آيات قرآن ندارد ، بلكه در احاديث اسلامى نيز حكم فرما است و مىتوان به كمك حديثى ، اجمال حديث مشابه را بر طرف كرد . زيرا پيشوايان بزرگ ما در موضوعات حساس و قابل توجه ، بيانات مؤكد و مكررى ايراد فرمودهاند كه دلالت آنها بر مقصود يكنواخت و در يك سطح نيست : گاهى دلالت آنها بر مقصود واضح و روشن است و گاهى روى مقتضياتى ، مقصود با اشاره و كنايه بيان شده است .
گفته شد كه پيامبر در بستر بيمارى از يارانش خواست كه قلم و كاغذى بياورند ، تا مطلبى را املا كند و يادآور شد كه اين نامه موجب مىشود كه آنان هيچگاه به گمراهى و ضلالت نيفتند . « 1 » سپس اختلاف حاضران در مجلس پيامبر ، سبب شد كه پيامبر از نوشتن نامه منصرف گردد .
ممكن است سؤال شود : نامهاى كه پيامبر مىخواست بنويسد دربارهء چه موضوعى بوده است ؟ پاسخ اين سؤال روشن است ، زيرا با توجه به اصلى كه در آغاز بحث يادآور شديم ، بايد گفت : هدف پيامبر چيزى جز تحكيم وصايت و خلافت امير مؤمنان و لزوم پيروى از اهل بيت خود نبود و اين مطلب از ملاحظهء حديث « ثقلين » كه مورد اتفاق جامعهء محدثان از اهل تسنن و شيعه است به دست مىآيد ، زيرا
هامش
( 1 ) . أكتب لكم كتابا لن تضلّوا بعده أبدا . چنانچه ملاحظه مىفرماييد پيامبر علت نوشتن نامه را با جمله « لن تضلّوا » بيان فرموده است .